Skip to main content
فهرست مقالات

نقش سه عنصر عرب، ایرانی و ترک در سپاه عصر اموی و عباسی

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (15 صفحه - از 138 تا 152)

کلیدواژه ها :

دیوان ،جند ،عرب ،تجنید ،جیش ،ابناء ،خراسانیان ،موالی ،عجم ،مشارقه

کلید واژه های ماشینی : عرب، خلافت، ترکان، عنصر، سپاه عصر اموی، اعراب، خراسان، معتصم، عنصر عرب، عصر اموی و عباسی

در این نوشتار برآنیم تا نقش سه عنصر مهم و اصلی در سپاه عصر اموی و عصر عباسی را بررسی و تجزیه و تحلیل کنیم.عرب، نخستین عنصری است که با پذیرش اسلام، هسته اولیه سپاه را بنیان نهاد و به عنوان تنها عنصر نظامی در عصر رسول خدا(ص)و خلفای راشدین با قبایل متعدد و شعب متفرق خود به دفاع از دین، مقابله با فتنه پرداخت و گسترش اسلام در خارج از مرزهای جزیرة العرب را پشتیبانی کد.اگرچه در عصر اموی و بویژه عباسی، سپاه از انحصار عرب بعنوان تنها عنصر خارج گشت، اما باز بر غم حضور ملیتها و عناصر نژادی دیگر باز هم عنصر عرب، نقش مهم و کلیدی در امور نظامی را داشت؛البته دوران معتصم را باید مستثنی ساخت.در میان این عناصر جدید، مهمترین آنان ایرانیان و ترکان بودند.ایرانیان بلحاظ کمی و کیفی در بخش عمده‌ای از عصر اموی و عباسی با حضور خود در عرصه نظامی‌گری، رقیبی جدی و مهم برای عنصر عرب گشتند.اما در برهه‌ای از دوران عباسی یعنی خلافت معتصم، وقتی اعتماد این خلیفه به دلایلی از آن دو قطب و عنصر مقتدر نظامی دستگاه خلافت سلب گردید، عنصر جدیدی با نام مشارقه یا ترکان وارد صحنه شدند.در این دوران ب یکه‌تازهای عرب و ایرانی پایان داده شد و ترکان، بدون رقیب جدی بر تمام امور و شئون خلافت بویژه امور نظامی و سپاه مستولی شدند.اگرچه این دوران، کوتاه بود اما تأثیرات مهمی از خود برجا گذاشت که مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

خلاصه ماشینی: "این کار دلایل دیگری هم داشت، از جمله یکی از شعارهای عباسیان برابری عرب با عجم بود و نیز عباسیان برای موفقیت در دعوت خود به نیروی نظامی و انسانی نیاز داشتند و می‌باید برای جذب این نیرو به مشارکت بیشتر غیر عرب و معارضان خلافت اموی و آنهایی که همواره به خاطر غیر عرب بودنشان مورد تحقیر دستگاه حاکمه قرار می‌گرفتند، یعنی، موالی رومی‌آوردند. از این هنگام رؤسا و شیوخ قبال عرب نقش مهمی در انقلاب و نبردهای آن عصر و در اشغال سرزمینها و شهرهای تحت سلطه امویان داشتند، از جمله محمد بن خالد قسری، رهبر یمانیان توانست کوفه را تسخیر کند که تلاش فرمانده اموی حوثره برای باز پس‌گیری کوفه نیز به سبب خارج شدن یمانیان بویژه بجیله و بجدل از صفوف لشکریان او ناکام ماند و نیز یزید بن هیبره والی اموی عراق را وادار ساخت تا پس از آنکه سستی عناصر یمانی در لشکر او باعث تضعیف مقاومتش شده بود، طلب امان کند(فوزی، 2/252:1970). این کار دلایل دیگری هم داشت، از جمله یکی از شعارهای عباسیان برابری عرب با عجم بود و نیز عباسیان برای موفقیت در دعوت خود به نیروی نظامی و انسانی نیاز داشتند و می‌یابد برای جذب این نیرو به مشارکت بیشتر غیر عرب و معارضان خلافت اموی و آنهایی که همواره به خاطر غیر عرب بودنشان، مورد تحقیر دستگاه حاکمه قرار می‌گرفتند؛یعنی، موالی رو آورند. از هنگامی که ترکان مناصب کلیدی، بویژه فرماندهی سپاه را تحت سیطره خود گرفتند و در نتیجه نیروی خلافت تضعیف شد، بسیاری از ولایات از سلطه خلفا بیرون آمد و هر یک از این امرا برای خود لشکری تدارک دیدند که گاهی حتی از لشکر خلیفه نیز نیرومندتر بود(ابن خلدون، 3/545-597: 1957)."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.