Skip to main content
فهرست مقالات

تحلیل امکان استفاده از مصادیق عینی و تجربی برای پژوهش در زمینه نظام اقتصادی اسلام

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (22 صفحه - از 89 تا 110)

کلید واژه های ماشینی : نظام اقتصادی اسلام، اسلامی، نظام، اجزای نظام اقتصادی اسلام، زمینه نظام اقتصادی اسلام، مصادیق عینی و تجربی، مصداق عینی نظام اقتصادی، صدر اسلام، زمینه نظام اقتصادی اسلام عزتی، اهداف نظام اقتصادی اسلام

تحلیل امکان استفاده از مصادیق عینی و تجربی برای پژوهش در زمینه نظام اقتصادی اسلام عزتی مرتضی* * دانشگاه تربیت مدرس در روش شناسی علم اقتصاد، روش های تجربی، جایگاه ویژه ای دارند. یکی از مسایل مهمی که در روش شناسی اقتصاد اسلامی وجود دارد، این است که آیا می توان مصداقی عینی از نظام اقتصادی اسلام یافت و بررسی های تجربی در این زمینه را بر این پایه استوار کرد؟ مقاله حاضر، تلاشی برای بررسی این ادعا است که در جوامع مسلمان نشین، مصادیقی از نظام اقتصادی اسلام پیاده شده است و اینها مصادیق عینی و تجربی نظام اقتصادی مورد نظر اسلام هستند که می توانند برای بررسیهای تجربی در این زمینه به کار برده شوند. این مقاله تلاش دارد با استفاده از مفاهیم نظام، نظام اقتصادی، نظام اسلامی و شرایط و ویژگیهایی که نظام و نظام اسلامی باید داشته باشند و با استفاده از بررسیهای مختلف انجام شده، موقعیت این ادعا را مشخص کند. برای این منظور ابتدا، مفهوم نظام اقتصادی و اسلام ارایه می شود؛ سپس، استدلالها و استنادهای ادعای وجود مصداق عینی نظام اقتصادی اسلام و ادعای فقدان چنین مصداقی بیان می شود؛ پس از آن، با استفاده از معیار مفهوم و شرایط لازم برای نظام اقتصادی اسلام، موضوع تحلیل می شود و در نهایت، پژوهش به این نتیجه می رسد که دوره 40 ساله صدر اسلام، تجربه کاملی از نظام اقتصادی اسلام است. به نظر می رسد پس از این دوره، نظام اقتصادی اسلام در هیچ دوره ای تحقق عینی کامل نیافته باشد. با این وجود، برخی از اجزای نظام اقتصادی اسلامی در بعضی دوره ها تحقق یافته است که این موارد می تواند به عنوان ملاک تجربه به کار گرفته شود

خلاصه ماشینی:

"از مجموعه آنها می‌توان دو نکته را نتیجه گرفت:یکی اینکه کل نظام اقتصادی-مانند هر نظام دیگر-مجموعه‌ای هماهنگ از اجزا است که در تعریف نظام،مشخص بود و به‌طور کلی،همان ویژگی‌های بیان شده در تعریف نظام را دارد و دوم اینکه نظام اقتصادی،جزئی از کل نظام حاکمبر جامعه است،یعنی درواقع نظام اقتصادی،یک زیرنظام است که همان هدف کلی نظام را دنبالمی‌کند و باید با سایر نظام‌های تشکیل‌دهنده نظام کلی حاکم بر جامعه،هماهنگ باشد تا بتواند هدفاصلی را به صورت کامل تحقق بخشد(در این زمینه بیشتر بحث می‌شود). نظرات دیدگاه اول:فقدان مصداق عینی برای نظام اقتصادی اسلام شهید صدر در این زمینه-به نوعی-اعتقاد دارد که تجربیات قابل قبولی از نظام اقتصادی اسلام دردسترس نیست و"اقتصاددانان اسلامی از صحنه زندگی به دور و با تطبیق آن در قلمرو اقتصاد و اجتماعبیگانه بوده‌اند،لذا تجربیات لازم از قوانین حاکم بر حیات و اجتماع را که باید برپایه مبانی اسلام به(1). بنابراین،براساس مشاهدات صادقی تهرانی و برخی مشاهدات دیگر همچون،آنچه محسن خان وعبا میرآخور یا مقالات متعدد ارائه شده در نظام اقتصادی اسلامی،می‌توان گفت هرچند ممکن استنظام اقتصادی اسلام در کل و به صورت جامع تحقق نیافته باشد،ولی می‌توان گفت برخی اززیرنظام‌های اقتصادی یا حد اقل برخی از رفتارهای اقتصادی اجتماع با اصول اسلامی منطبق بوده است،هرچند اهداف موردنظر را به دلایل مختلف-که اشاره می‌شود-تحقق نبخشیده باشند. -هماهنگی اجزای نظام اقتصادی اسلام هنگامی که می‌گوییم نظام اقتصادی اسلام تحقق یافته است باید همه اجزا و زیرنظام‌های این نظام،مطابق اصول و معیارهای اسلامی طراحی شده باشند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.