Skip to main content
فهرست مقالات

یکپارچگی اقتصادی در کشورهای حوزه خلیج فارس (استفاده از یک روش اقتصاد سنجی فضایی)

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (18 صفحه - از 109 تا 126)

کلیدواژه ها :

وابستگی فضایی ،ناهمسانی فضایی ،مدل جاذبه ،یکپارچگی اقتصادی ،کشورهای حوزه خلیج فارس ،ماتریس مجاورت ،تاخیر فضایی

کلید واژه های ماشینی : کشورهای حوزۀ خلیج‌فارس، جریانهای تجاری کشورهای حوزۀ خلیج‌فارس، اقتصادی، صادرات، صادرات کشورهای حوزۀ خلیج‌فارس، حجم صادرات کشورهای حوزۀ خلیج‌فارس، جریان صادرات کشورهای حوزۀ خلیج‌فارس، یک‌پارچگی اقتصادی در کشورهای حوزۀ، تجاری، شرکای تجاری کشورهای حوزۀ خلیج‌فارس

بر اساس تئوری، یکپارچگی اقتصادی در میان کشورهایی که از منافع اقتصادی و پیوندهای سیاسی مشترک برخوردار هستند می تواند به تخصیص مجدد منابع، افزایش تولید، تجارت و رفاه آنها بیانجامد. با توجه به این مساله، کشورهای حوزه خلیج فارس می توانند با گسترش روابط اقتصادی میان خود، منافع حاصل از یکپارچگی اقتصادی را به دست آورند. این مقاله می کوشد تا تاثیر تشکیل یکپارچگی اقتصادی در کشورهای این حوزه را بر جریانهای تجاری بین المللی آنها بررسی کند. به این منظور با استفاده از مدل جاذبه به تعیین عوامل موثر بر پتانسیل تجاری پرداخته می شود. استفاده از روش اقتصادسنجی فضایی در این زمینه می تواند مفید باشد. کشورهای این حوزه دارای مرز مشترک هستند و بنابراین، وابستگی فضایی بین آنها بر سطح جریانهای تجاری آنها اثرگذار است. این مقاله تلاش می کند علاوه بر اهداف اصلی، به این سوال پاسخ دهد که عامل مجاورت تا چه حد جریانهای تجاری کشورهای حوزه خلیج فارس را تحت تاثیر قرار می دهد. نتایج حاصل از تخمین مدل نشان می دهد که فرضیه وجود وابستگی فضایی در مدل تایید می گردد، همچنین، ضریب متغیر مجازی یکپارچگی گویای این واقعیت است که حجم تجارت بین کشورهای حوزه خلیج فارس کمتر از آن است که متغیرهای جاذبه مدل پیش بینی می کنند و برای افزایش آن باید کشورهای مورد نظر در قالب قراردادهای همکاری به حذف موانع تجاری بین خود اقدام کرده و از پتانسیلها و مزیتهای موجود یکدیگر استفاده کنند. طبقه بندی JEL: R11، R12

خلاصه ماشینی:

"نتایج حاصل از تخمین مدل نشان می‌دهد که فرضیۀ وجود وابستگی فضایی در مدل تأیید می‌گردد،همچنین،ضریب متغیر مجازی یکپارچگی گویای این واقعیت است که حجم تجارت بین کشورهای حوزۀ خلیج‌فارس کمتراز آن است که متغیرهای جاذبۀ مدل پیش‌بینی می‌کنند و برای افزایش آن باید کشورهای موردنظر در قالبقراردادهای همکاری به حذف موانع تجاری بین خود اقدام کرده و از پتانسیلها و مزیتهای موجود یکدیگر استفادهکنند. تئورییکپارچگی اقتصادی نیز به همین مورد اشاره کرده و بیان‌کنندۀ این است که کشورهای دارای منافعاقتصادی مشترک و پیوندهای سیاسی از طریق یکپارچگی اقتصاد،تجارت آزاد را با سیاستهای حمایتیادغام کرده و علاوه بر اینکه محدودیتهای تجاری بین خود را به حداقل ممکن کاهش می‌دهند،کشورهای غیر عضو را با سیاستهای تبعیضی و حمایتی روبه‌رو می‌کنند. اینموضوع نشان می‌دهد که اگر کشورهای حوزۀ خلیج‌فارس بخواهند از منافع حاصل از یکپارچگی وطرحهای منطقه‌ای استفاده کرده و حجم تجارت بین خود را افزایش دهند،باید به صورت عملی موانعتجاری میان خود را از میان برداشته و در قالب قراردادهای همکاری به افزایش جریانهای تجاری درونمنطقه خود اقدام کنند. به منظور مقایسۀ بهتر و نشان دادن کارایی مدل فضایی،مدل(3)بدون در نظر گرفتن متغیر تأخیرفضایی تخمین زده شده است که نتایج آن در رابطۀ(7)نشان داده شده است: (7)(به تصویر صفحه مراجعه شود)همان‌گونه که از مقایسۀ تخمین مدلهای(6)و(7)مشاهده می‌شود،حدود 6 درصد از انحراف درحجم صادرات کشورهای حوزۀ خلیج‌فارس با وابستگی فضایی توضیح داده شده است. ضریب متغیر مجازی یکپارچگی،گویای این واقعیت است که حجم تجارت بین کشورهای حوزۀ خلیجفارس کمتر از آن است که متغیرهای جاذبۀ مدل( GDPi و GDPj )پیش‌بینی می‌کند و برای افزایشآن باید کشورهای مورد نظر در قالب قراردادهای همکاری به حذف موانع تجاری بین خود اقدام کرده واز پتانسیلهای و مزیتهای موجود یکدیگر استفاده کنند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.