Skip to main content
فهرست مقالات

پیوند جان و تن از مانویت تا اسماعیلیه

نویسنده:

مترجم:

(18 صفحه - از 317 تا 334)

کلید واژه های ماشینی : اسماعیلیه، مانویت، روح، گنوس، روان، قطعه، گریو، دیو، تن از مانویت، ایرانی

خلاصه ماشینی:

"در ادبیات اوستایی و پهلوی، انسان از یک جسم و چندین روح ترکیب شده است و مانند جهان سامی دو عضوی یا سه عضوی نیست به خود اجازه می‌دهیم که درباره آن به مقاله‌ام ارجاع دهیم: در آن مقاله سعی کرده‌ایم نشان دهیم که ریشه‌های این انسان شناسی خاص ایران مزدایی را می‌توان در ایدئولوژی از نوع شمنی جستجو کرد. و در حقیقت، نشانه‌های فراوانی وجود دارد دال بر اینکه جان این معنی را می‌رساند:در نظامی که روح هبوط یافته باز هم تا این حد جایی برای خود دارد، شاید طبیعی است که تمایز بین روان و جان دیگر بروشنی احساس و درک نشده باشد. ابوالهیثم گرگانی، که در اواخر قرن چهارم و آغاز قرن پنجم هجری 1 می‌زیسته است، اصطلاحات زیادی درباره تعریفی از«من» به دست می‌دهد: جهانیان همه خو درا به«من»مضاف کنند ابر چه اوفتد این«من»بگوی و ریش مخار تن است یا جان یا عقل یا روان که«من»است و یا چو خلط شده اسب بود و مرد سوار 2 «بر روی چه قرار دهیم این«من»را؟بگوی و ریش مخار[درنگ مکن از پاسخ دادن طفره مرو]أ آیا این تن است یا جان یا عقل یا روان(که باید نجات یابد)که«من»است؟ یا مانند آمیزه‌ای از اسب و انسان، یک سوار کار است؟ 3 به نظر می‌آید این پرسشها پیش در آمدی بر شروع بحثهای فلسفی درباره (1). همچنین فلسفه اسلامی، و بخصوص اسماعیلیه، پیرو افلاطون و ارسطو هستند و نه زردتش و همان گونه که نوشته‌های متأخر مزدیستی، مانند «گزیده‌های زاد سپرم»که کتابی حکمی است، گواهی می‌دهند، و من هم سعی کردم نشان دهم 2 ، این نوشته‌ها به افلاطون بسیار مدیون است و به نظر می‌آید که از مزدیسنی خالص و متعصب دور می‌شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.