Skip to main content
فهرست مقالات

واژه ای ایلامی در فرهنگ پهلوی و گویش های زنده

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : واژه‌ای ایلامی در فرهنگ پهلوی، ایلامی، واژه، فرهنگ پهلوی و گویش، بز، فارسی، گل نبشته‌های، یزدی، PF، ایرانی

خلاصه ماشینی:

"در اینجا، برخلاف آنکه‌ -iyog هم به عنوان صورتی دیگر و با کاربردی کمتر از -og ، یعنی پسوند سازنده صفت و اسم مصغر در گویش یزدی، وجود دارد، شکل‌ dobori را نیز می‌بینیم که‌ -i پایانی آن می‌تواند از پسوند -ذg در doborذg حاصل شده باشد و -ذg نشانه نسبیت است. به همین روال، واژه‌های مورد گفت‌وگو در فرهنگ پهلوی را نیز باید صفت‌هایی دانست با -ذt که صورت جدیدتری از -ذta باستانی به معنای یک ساله، دو ساله، سه ساله، و چهار ساله است. ابدال واج‌ l ایلامی به‌ r ، به این دلیل ساده و روشن می‌تواند روی داده باشد که در ایرانی باستان واج‌ l (لام)اصلا وجود نداشته است(ابوالقاسمی، 1375:4 و 5)و در فارسی باستان، فقط در واژه‌های دخیل، واج‌ l دیده می‌شود. با پذیرفتن این پیشنهاد و فرضیه پیوند تاریخی میان‌ bel (و یا ber-na )-که در گل نبشته‌های ایلامی تخت جمشید به کار رفته است-با واژه فارسی یزدی و بهدینی«دو بر»و نیز واژه‌های مزبور در فرهنگ پهلوی، توانسته‌ایم نخستین واژه ایلامی را که وارد زبان ایرانی شده است، شناسایی کنیم. از آنجا که درشیوه نگارشی ایلامی تمامی شکل هجاهای مرسوم در بین النهرین(حدود 600 شکل)به کار برده نمی‌شود(و تنها حدود 130 شکل کاربرد دارد)، برای نوشتن‌ cv-vc ، حرکت واک جزء دوم به‌ c ختم می‌شود که می‌تواند همانند واک‌ cv باشد یا نباشد واک جزء cv ، نشان دهنده واکی است که باید تلفظ شود؛و نمونه‌هایی که به صورت‌های‌نوشته شده‌اند، باید par/na/ka (عموی داریوش بزرگ و شهربان پارس)خوانده شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.