Skip to main content
فهرست مقالات

تداوم و سنتی کهن در میان اقوام ایرانی

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : اشعار ،خنیاگری ،سنت ،شاهنامه ،ساسانی ،اوستا ،ایران ،ترانه‌های ،حماسی ،شفاهی ،ادبی ،سرود ،سنت‌های ادبی شفاهی ،رامشگری ،پارتی ،ادبیات ،مادها ،گوسان ،دوران ساسانی ،پهلوانی ،شاعر ،دوره ساسانیان خنیاگری در ایران ،حرفه‌ای ،یونان ،سنت ادبی به‌صورت شفاهی ،ادبیات شفاهی ،اسلام ،واژه ،دربار ،گوسان‌ها

خلاصه ماشینی:

"بررسی گزارش‌های مورخان یونانی درباره مادها و پارس‌ها حکایت از آن دارد که مأخذ بخش بزرگی از روایت‌های رایج در دوران آنان نیز سرودهای حماسی ملی است که به دست خنیاگران حرفه‌ای و غیر حرفه‌ای، با حمایت شاهان و یا عامه مردم، منتقل شده است. ادبیات دوران اشکانیان نیز، همانند دیگر ادوار پیش از اسلام، به صورت شفاهی حفظ می‌شد و به نظر می‌رسد که بخش اعظم آن منظوم بوده و همراه با ساز خوانده می‌شده است. شاهنامه در سده چهارم هجری/دهم میلادی به نظم درآمد اما اثری به جای مانده از ادبیات ساسانی و شاهدی بر گستره و غنای آن است و به گفته شروو(b 1998:160)، شعری بلند است که همانند مهابهاراته 1 و رامایانه 2 (دو منظومه حماسی هندی)و ایلیاد 3 و ادیسه 4 (دو منظومه حماسی یونانی)، بخش اعظم آن به صورت شفاهی و به دست گوسان‌ها و خنیاگران-این سرایندگان، قوالان و نقالان گمنام-منتقل شده و فردوسی به آن شکل نهایی بخشیده است. Odyssey با از میان رفتن حلقه اشرافی دهقانی در ایران از یک سو و ریشه گرفتن تمدن اسلامی که تمدنی شهری است از سوی دیگر، گوسان‌ها و خنیاگران نیز با تغییراتی به حرفه نقالی، شاهنامه‌خوانی، تعزیه‌خوانی، گورو غلی خوانی (12) و شعبده‌بازی، بازیگری، چشم‌بندی و تردستی پرداختند و حتی برخی از آنا همانند هم پیشه‌های کهن خود به دربار شاهان راه یافتند و قشر راوی و شاهنامه‌خوان درباری را پدید آوردند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.