Skip to main content
فهرست مقالات

عنصر سیاسی و اجتماعی در شعر عصر مشروطه

نویسنده:

(32 صفحه - از 117 تا 148)

کلیدواژه ها : انقلاب ،استبداد ،مشروطه ،زنان ،اشرافیت ،عنصر سیاسی و اجتماعی ،وطن بیداری ،نهضت ،دهقانان

کلید واژه های ماشینی : مشروطه ،شعر ،سیاسی ،عصر مشروطه ،اجتماعی ،مشروطیت ،شعر عصر مشروطه ،ایران ،نسیم شمال ،نهضت مشروطیت جامعه ایران ،ادیب الممالک ،زنان ،انقلاب ،استبداد ،انقلاب مشروطه ،وطن ،عناصر سیاسی و اجتماعی ،عارف ،ایرج میرزا ،اشعار شعرای عصر مشروطه ،انقلاب مشروطه ایران ،جامعه ،انقلاب مشروطیت ،شاعران عصر مشروطه ،مردم ،بهار ،اشعار سیاسی عصر مشروطه ،تاریخ ،شهری ،حقوق

نهضت مشروطیت جامعه ایران را دستخوش تحولی عمیق کرد و نوعی تغییر نگرش در حیات معنوی ایرانیان را سبب شد.انعکاس این تحولات را می‌توان در شعر عرصه مشروطه ملاحظه کرد.برای نخستنی بار عناصر سیاسی و اجتماعی، به عرصه شعر راه یافت و معضلات اجتماعی از دیدگاه نو، یعنی نقادانه مورد بررسی قرار گرفت.مفاهیمی چون آزادی، بیداری، پیشرفت، طبقات اجتماعی و نیز پدیده‌های ناخوشایند اجتماعی و کاستیهای موجود زندگی مورد ملاحظه قرار گرفت و به مضمون و محتوای شعر بدل گردید.

خلاصه ماشینی:

"امیران جمله خون خلق خورده چه غم شان‌گر فقیران جمله مرده (ظهیرالدوله، 1367، ص 489) ای مفتخوران، مفتخوری تا کی و تا چند کو حس و حمیت ای رنجبران، در بدری تا کی و تا چند بیچاره رعیت (بهار، 1368، ص 291) اغنیا به صورت غاصبان اموال رنجبران تلقی می‌شوند: اغنیا مال و منال رنجبر را می‌خورند رنجبر در زیر چنگ اغنیا یادش بخیر (ریحان، 1350، ص 178) از چه رو مالیکن بی‌انصاف به رعایا چنین کنند اجحاف (همان، ص 81) اغلب شاعران خود را حامی رنجبران می‌دانند، عارف از اینکه طرفدار رنجبر شده است متعجب است: چگونه گشت طرفدار رنجبر عارف کسی که خرد تن و گردنش تبر نکند (عارف، 1357، ص 271) گروههای محروم اجتماعی به جنبش مشروطه دلبستگی شدید نشان می‌دادند و از آن امید فلاح داشتند: در کشمکش تهران، هنگامه به مجلس بود چون طالب مشروطه، یک سلسله مفلس بود جوش و خروش فقرا ببین قال و مقال ضعفا را ببین 15 مع هذا ایرج چندان به مشارکت گروههای فرودست، در جریانهای سیاسی و به طور مشخص مشروطه طلبی و قانون خواهی خوشبین نیست: تهی دستان گرفتار معاشند برای نان شب اندر تلاشند از آن گویند گاهی لفظ قانون که حرف آخر قانون بود نون اگر داخل شوند اندر سیاست برای شغل و کار است و ریاست (ایرج میرزا، 1372، ص 94) تغییر نظام سیاسی ایران و برقراری مشروطیت تحول مثبتی در وضع محرمان اجتماعی پدید نیاورد، بیش از همه گروههای فرودست اجتماعی بودند که از اوضاع نابسامان و رکود اقتصادی آسیب می‌دیدند: هر سو نگری میان بازار جمله فقرا به حالت‌زار (نسیم شمال، 1370، ص 386) خلق از جان، همه بیزار شدند زارعین جمله گرفتار شدند کسبه یکسره بیکار شدند به نظر شاعر علت این است کهاغنیا داخل این کار[مشروطه‌]شدند(همان، ص 127) اما محرومان کما کان خود را موظف به خدمتگذاری به اربابان می‌دانند: گرچه نوکر شده از غم بی‌تاب می‌کند خدمت آقا به شتاب (همان، ص 346) با این حار در اشعار نسیم شمال نوعی خوشبینی، نسبت به آینده و اعتقاد به ناپایدار بودن ظلم و آرزوی فنای آن آشکارا به چشم می‌خورد: جهان سیاه ز ظلم و ستم نخواهد ماند به روی برف نشان قدم نخواهد ماند (همان، ص 123) در اشعار شعرای جوانتر یعنی در دوره متأخر انقلاب مشروطه، این آرزو به صورت اعتراض شدید و اعلان جنگ به اغنیا جلوه‌گر می‌شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.