Skip to main content
فهرست مقالات

از "طبقه اجتماعی" تا "سبک زندگی"/ رویکردهای نوین در تحلیل جامعه شناختی هویت اجتماعی

نویسنده:

ISC (26 صفحه - از 3 تا 28)

کلیدواژه ها :

هویت ،سبک زندگی ،فراغت ،طبقه‌ی اجتماعی ،ساختار اجتماعی ،چندپارگی طبقاتی ،فرهنگ مصرف

کلید واژه های ماشینی : طبقه‌ی، اجتماعی، سبک زندگی، فراغت، مصرف، طبقه اجتماعی، تحلیل جامعه‌شناختی هویت اجتماعی، طبقه‌ی متوسط، طبقه‌ی متوسط جدید، هویت اجتماعی، مارکس، فرهنگ، فرهنگ مصرف، مفهوم، بوردیو، تولید، مصرف و فعالیت‌های سبک زندگی، مدرن، ساختار، تحلیل، پیدایش طبقات متوسط جدید، جوامع مدرن، رابطه‌ی میان کار و فراغت، مشاغل، الگوهای سبک زندگی طبقات متوسط، پیدایش، اقتصادی، سنتی، پارگی ساختار طبقاتی در جوامع، تعریف مبنای هویت اجتماعی افراد

مفهوم«طبقه اجتماعی»اصل بنیادین تبیین‌های اجتماعی در سنت تفکر جامعه شناختی است.هم پویش‌های اجتماعی و هم هویت اجتماعی اعضای جوامع مدرن به کمک این مفهوم تحلیل و درک می‌شود.اما جهت‌گیری همگرای نظریه‌های اجتماعی اخیر به سمت پذیرش اهمیت فزاینده‌ی حوزه‌های مصرف و فعالیت‌های سبک زندگی در شکل دادن به هویت شخصی و اجتماعی است.این مقاله در صدد تحلیل چگونگی تغییر شالوده ی اجتماعی هویت در جوامع امروزی است.این تحلیل بر محور سه استدلال مجزا در عین حال همبسته پیش خواهد رفت:1)تحول در رابطه‌ی میان کار و فراغت؛2)چند پارگی ساختار طبقاتی در جوامع مدرن؛3)پیدایش فرهنگ مصرف.نتیجه‌ی این استدلال‌ها، پذیرش اولویت فرهنگ بر ساختار اجتماعی تولید و پذیرش باز تابندگی شکل‌گیری هویت‌ها در برابر جبرگرایی تبیین‌های ساختاری است.

خلاصه ماشینی: "در فرمول‌بندی دوم، سبک زندگی، نه راهی برای تعیین طبقه اجتماعی، بلکه شکل اجتماعی نوینی دانسته می‌شود که تنها در متن تغییرات فرهنگی مدرنیته و رشد فرهنگ مصرف‌گرایی معنا می‌یابد(گیدنز 4 1991 و 1994؛بوردیو 5 1984؛فدرستون 5 1987 و 1991؛لش و یوری 7 1987). با توجه به این چرخش در جامعه‌شناسی امروز-که برای تعریف مبنای هویت اجتماعی افراد توجه خود را از فعالیت‌های تولید به فعالیت‌های مصرف معطوف داشته است-می‌توان نتیجه گرفت که مفهوم سبک زندگی بدیل یا جایگزینی برای مفهوم طبقه شده است. قطعه‌ی زیر یکی از روشن‌ترین اظهارات مارکس درباره‌ی طبقه است که معمولا بدان استناد می‌شود: (1) Bendix (2) Lipset «از آنجا که وضعیت اقتصادی زندگی میلیون‌ها خانوار به گونه‌ایست که نحوه زندگی و منافع و فرهنگ آنها را از سایر طبقات کاملا متمایز و مشخص می‌سازد و آنها را در رابطه‌ای خصمانه با طبقات دیگر قرار می‌دهد، می‌توان گفت که آن‌هاطبقههستند، اما از آنجا که میان آنها فقط روابط پراکنده‌ی محلی وجود دارد و یکسانی منافع آنها منجر به وحدت و اتحادیه و سازمان سیاسی نمی‌گردد، می‌توان گفتطبقهنیستند»(مارکس 1973، ص 239). فدرستون نیز با مطرح ساختن امکان تنوع اجتماعی-فرهنگی در طبقه‌ی متوسط جدید و با اشاره به مفهومخرده بورژوایجدید بوردیو، معتقد است که این مفهوم اجازه‌ی پژوهش درباره‌ی طبقه‌ی جدیدی را می‌دهد که بر پادارنده‌ی صور فرهنگی بدیلی برای اشکالی است که در فرهنگ طبقه‌ی متوسط تقدیس می‌شد و لذا این طبقه‌ی جدید درگیر مبارزه با طبقه‌ی متوسط سنتی شده است:«با اتکار به کار بوردیو و شرح و بسط آن، استدلال خواهیم کرد که مفهوم جدید سبک زندگی، به بهترین نحو، در ارتباط باخلق و خویخرده بورژوای جدید قابل درک است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.