Skip to main content
فهرست مقالات

عرفی شدن و زندگی روزمره

نویسنده:

(28 صفحه - از 243 تا 270)

کلیدواژه ها : دین ،سیستم ،روحانیت ،زیست-جهان ،عرفی شدن ،زندگی روزمره ،عقلانی شدن ،سازمانی شدن

کلید واژه های ماشینی : دینی ،سیستم ،عرفی شدن ،زندگی روزمره ،کنشهای ،جامعه ،فرآیند ،روحانیت ،فرآیند عرفی شدن ،قلمرو ،جهان ،تحلیل سطوح عرفی شدن جامعه ،سطوح عرفی شدن جامعه ایران ،مساجد ،کلیسا ،سازمانهای ،عرفی شدن جامعه ،مردم ،اجتماعی ،نهاد ،نهادهای دینی ،حوزه عمومی ،سطح سیستم فرآیند عرفی شدن ،کنشهای دینی ،قلمرو سیستم ،سطح کنشهای فردی ،اقتصاد ،سطح کلان ،دین در حوزه عمومی ،مدرن

مقاله حاضر به تحلیل سطوح عرفی شدن جامعه ایران در سه سطح کلان، میانه و خرد می‌پردازد.ایده اصلی مقاله این است که در سطح کلان شاهد عرفی شدن در قلمرو سیستم هستیم.اما در قلمرو زیست-جهان و حوزه خصوصی و عمومی، دین حضور فعال دارد.در سطح میانی نیز باید بین دین سازمانی و دین در حوزه عمومی مردم تفاوت قائل شد.در سطح کنشهای فردی، باورها و انگیزشهای مذهبی، همچنان نقش قابل ملاحظه‌ای در جهت دهی به کنشهای مردم ایفا می‌کند.در عین حال مردم تمایل دارند میان کنشهای دینی که آزادانه در زیست-جهان شکل می‌گیرد با کنشهایی که از بالا و در قلمرو رسمی تجلی می‌یابد تفاوت گذارند.به طور خلاصه فرآیند عرفی شدن در سطح کلان جدی‌تر و چشمگیرتر است.نتیجه آنکه برای دینی شدن مجدد قلمرو زندگی، ضمن پرهیز از سازمانی کردن عناصر دینی، باید به خروج آنها از قلمرو سیستم و ارتباطی کردن مجدد آنها همت گماشت.

خلاصه ماشینی:

"ممکن است جامعه ما در سطح سیستم فرآیند عرفی شدن را طی کند اما در زیست-جهان پیوندهای دینی مستحکم‌تر می‌گردد و مشارکتهای خود جوش مذهبی در هیئتها، زیارت اماکن مذهبی، دادن صدقه و.. ایران اگر چه جامعه‌ای در حال گذر است، زیست-جهان در این جامعه نیرومند است؛ سنت همچنان حضور فعال دارد، فرهنگ دینی بنیاد مشروعیت حکومت را تضمین می‌کند، انسجام اجتماعی از سوی منابع سنتی و دینی تأمین می‌گردد و در نهایت، اجتماعی شدن نیز از طرق سنتی تحقق می‌یابد. این فرآیند اختلال در نهایت، کاهش سطح دینداری و عرفی شدن زندگی روزمره-به معنای فاصله‌گیری مردم از برخی احکام و اعتقادات دینی-را به همراه دارد. افراد ممکن است نسبت به نهادهای دینی و ساختارهای رسمی دینداری چندان علاقه‌ای نشان ندهند، بنابراین در این سطح می‌توانیم بگوییم افراد به سمت عرفی شدن گام نهاده‌اند؛مثلا ممکن است اقبال مردم نسبت به نهاد روحانیت کاهش یافته باشد یا این که جوانان کمتر به روحانیون مراجعه کنند و سازمانهای رسمی چندان همانند گذشته مورد توجه نباشند (مرجائی، 1378)یا از پرداخت خمس و زکات به نهاد روحانیت کاسته شده باشد اما آدمها همچنان در جهانی سرشار از نمادهای دینی زندگی کنند. 2)عرفی شدن در جامعه ما به چه معناست؟عرفی شدن به معنای زوال دین نیست؛ همچنین به این معنا نیست که نمادها، آموزه‌های دینی و نهادهای دینی در حال زوال هستند اگر چه در سطح نهادها ما به نوعی با کاهش اعتبار نهادهای دینی مواجه هستیم اما نمادها و آموزه‌های مذهبی، اعتبار و اهمیت پیشین خود را حفظ کرده‌اند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.