Skip to main content
فهرست مقالات

صبح سپید (داستان)

نویسنده:

(5 صفحه - از 70 تا 74)

کلید واژه های ماشینی : مادرم، خدا، خودنمائی، آرزوی، ملت، احساس، فامیل، لحظات، خدمت پسر عموی عزیز، خدمت

خلاصه ماشینی: "این‌ بود که بی‌خبر برگشتم نزدیک ظهر بود که درب منزل را زدم و مادرم در را باز کرد مادرم حالتی برایش دست داد که‌ نزدیک بود شوکه شود باورش نمی‌شد نمی‌دانست بخندد یا بگرید و خیلی شدید مرا در آغوش گرفت و بوسید و ورندازم‌ کرد و کلمات محبت‌آمیز بسیاری برایم‌ گفت و آنقدر حالم را پرسید و دعا برایم‌ کرد که بی‌حدو تصور بود و در لابلای‌ گفته‌هایش گفت:وقتی که نامه‌ات رسید چنان غوغائی برپا شد که حد ندارد هرچه می‌خواندیم باورمان کمتر می‌شد پدرت بارها و بارها آن را خواند و گریه‌ کرد و می‌گوید راهی که پسرم برای‌ رسیدن به خدا رفته من در مدت 06 سال‌ عمرم حتی نصف آن را نرفته‌ام و هرشب نیمه‌های شب بلند می‌شود و نماز شب می‌خواند و خیلی گریه می‌کند و دعا می‌کند و ورد زبانش شده که‌ شفاعت منو باید پسرم روز قیامت بکند خلاصه فکر نمی‌کنم آرزوئی غیر از دیدن تو داشته باشد فامیل از وقتی‌ شنیده‌اند مخفیانه به جبهه‌ها رفته‌ای‌ همگی خوشحال شده‌اند،مریم هم هر روز یا تلفن می‌زند یا می‌آید اینجا که غیر مستقیم از تو خبردار بشود خلاصه‌ نامه‌ات انقلابی در فامیل بوجود آورده و همه علاقمندند که تو را ببینند و همه‌ می‌گویند تو الگوی ما هستی سرم را بزیر انداختم و اشک در چشمانم جمع‌ شد مادرم که متوجه تغییر حالتم بود گفت چی شده پسرم چرا ناراحت شدی؟ هیچی مادر چیز مهمی نیست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.