Skip to main content
فهرست مقالات

مجالس احمد غزالی با حضور یوسف صوفی

نویسنده:

(18 صفحه - از 3 تا 20)

خلاصه ماشینی:

"مثلا در مجلسی از خواجه احمد می‌پرسند کهچارۀ کسی که می‌ترسد چیست(ص 2)11؟یا معنی قول حضرت ابراهیم که به خداوند گفت:«لیطمئنقلبی»چیست(ص 20)؟یا می‌پرسند:چگونه بود که،در داستان حضرت سلیمان و بلقیس،هدهدمی‌دانست،ولی سلیمان نمی‌دانست(ص 35)؟در چندین مجلس نیز صرفا از او می‌پرسند:چه خبر؟در یکی از مجالس نیز نظر او را می‌پرسند راجع به شخصی که شبها بیدار می‌شد و نماز می‌خواند،ولیوقتی که هوا سرد شد و نمی‌خواست از جا برخیزد،پس در بالاپوش خود می‌ماند و قرآن می‌خواند(ص 1). درمجلس سوم هم وقتی که احمد غزالی از فضائل موسی سخن می‌گوید،این شخص باز اعتراض می‌کند ومی‌گوید پس چرا خدا درخواست او را که گفت پروردگارا خود را به من بنما(«رب ارنی»)اجابتنکرد و به او گفت هرگز مرا نخواهی دید(«لن ترانی»)؟ تنها شخصیتی تاریخی که ما می‌شناسیم معاصر احمد غزالی بوده و نامش یوسف بوده و صوفی همبوده و در مجالس احمد غزالی هم گویا شرکت می‌جسته و نسبت به او معترض بوده است خواجهیوسف همدانی است. یوسف صوفی(با شنیدن این سخنان)از جای برخاست و گفت:ای شیخ،تو می‌دانی که ما از وقتی که دنیا را شناختیم آن را ترک گفته‌ایم،پس چرا باز هم می‌گویی که آن راترک کنیم و به دور اندازیم؟ دل من سهل گرفت و در فراموش کردن(او)یاری کرد ولی کیست که آن را باور داشته باشد؟ پس مردم(با شنیدن سخن یوسف)فریاد کشیدند و گریستند،و شیخ احمد به ایشان اشاره کرد کهاز گریستن خودداری کنند و چون خاموش شدند گفت:ای مسلمانان،تیغ شوق او از نیام عشقبرآهیخت و مرغی(پرستویی)را که به امید(وصل)بود بسمل کرد و اینک قطره‌های خوناوست که در جویبار دل او خشک شده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.