Skip to main content
فهرست مقالات

ریشه داستان سلامان و ابسال: احتمال تأثیر هندی

نویسنده:

مترجم:

(12 صفحه - از 107 تا 118)

خلاصه ماشینی:

"به نظر می‌رسد که طوسی به هیچ وجه اعتقاد ندارد که این داستان ترجمه‌ای از یک متن یونانی است،و احتمال می‌دهد که فیلسوف درجۀ دومی آن را تألیف کرده باشد،به امید آنکه اشارۀ ابن سینا به سلامان و ابسال اشاره به داستانی تلقی شود که خود او ابداع کرده است. پروفسور آربری نظر خود را این چنین بیان می‌کند(ص 41): طوسی باید این افسانه را از یک منبع قدیم‌تر گرفته باشد،منبعی که در قرن سوم(نهم میلادی)نوشته شده و حنین بن اسحاق،مفسر علوم قدیم آن را ترجمه کرده است. این حقیقت که چنین روشی نقش مهمی در داستان سلامان و ابسال دارد نشان می‌دهد که از این حیث کیمیاگری ابر بن حیان تحت تأثیر علوم هلنیستی و یا احتمالا علوم اسنکدریه بوده است. به نظر من در این داستان فقط عناصر هلنیستی راه پیدا نکرده،بلکه عناصر هندی نیز در این داستان وجود دارد که در نامهای سلامان و ابسال خود را نشان می‌دهد. تحت چنین شرایطی،معتقدم که فرضیۀ محتمل این است که بگوییم یک داستان هندی،بودایی یا غیربودایی دربارۀ زاهدی به نام سرامانا که اپساراها او را اغوا کردمد،به زبان پهلوی-به عنوان زبان واسطه-ترجمه شده و به مصر هلنیستی راه یافته و به علت آمیخته شدن با افسانه‌ها، مناسک،آیین سراپیس،تعالیم افلاطونی و اساطیر به شکلی در آمده که به سختی قابل شناسایی است. خلاصه آن که،این مقاله سعی دارد تا نشان دهد که داستان عربی و فارسی سلامان و ابسال،که با ابتکار و استادی نصیر الدین طوسی نوشته شد و الهام‌بخش جامی بود ممکن است گواهی بر آمیختگی مضمون ادبیات بزرگ هند،آیین مصری و تفکر افلاطونی در یک زمینۀ هلنیستی باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.