Skip to main content
فهرست مقالات

سرمایه اجتماعی: بستری برای ارتقای سلامت روان

نویسنده:

ISC (12 صفحه - از 43 تا 54)

کلید واژه های ماشینی : سرمایه اجتماعی، ارتقای سلامت روان، شورا، حزب، سیاسی، هنجارها، جامعه، بهداشت، اعتماد، شبکه‌های

این مقاله نگاهی دارد به یکی از مهمترین نهادهای مردمی که در جامعه مدنی شکل می گیرد، لیکن برای سهیم شدن در قدرت، حداقل در سطوح میانی، می کوشد و در فرجام به نهادی بینابینی بدل می گردد. این نهادها از آن روی بینابینی است که یک پای در حکومت دارد و پای دیگر در جامعه بدنی. لذا شورا نماد عرصه توافق است. شورا محل جمع بندی و یک کاسه کردن هزاران تقاضای پراکنده شهروندانی است که با آرای خود به این نهاد سراسری جان بخشیده اند. مفهوم سراسری در اینجا به معنای جغرافیایی یا مکانی به کار نرفته است، بلکه از آن معنا و بار سیاسی مستفاد می شود. یعنی گر چه هم شهروندان و هم افرادی که به وسیله آنها با عضویت شورا نایل می گردند، می توانند و حق دارند، دیدگاه های سیاسی گوناگونی داشته باشند (در بسیاری از موارد احزاب سیاسی، نمایندگان خود را معرفی می نمایند و برای پیروزی آنان گاه به جان می کوشند. از این رو ممکن است تمامی اعضای شورا یا شوراها تماما عضو یک حزب سیاسی باشند یا در حالت دیگر اکثر اعضای آن در حزبی مفروض و اقلیت آن در حزب دیگر عضو باشند.) اما مهم آن است که در زمان عضویت و فعالیت در شورا تمایلات حزبی و جناحی خود را دخالت ندهند. زیرا شورا پس از شکل گیری، به تمامی شهروندان (با هر گرایشی) تعلق دارد. در بسیاری از کشورها، عضویت در شوراها کاملا حزبی است، اما حزب پیروز با انجام صحیح وظایف در قبال تمامی شهروندان، برای حزب خود تبلیغ می کند تا در انتخابات بعدی مجددا برگزیده شود. این است معنای شورا به عنوان نهادی سراسری. پس موضوع اصلی مقاله مرور معنا، ماهیت، زایش و رویش این نهاد مردمی، یعنی شوراست. در پایان کوشش خواهد شد تا به کاستی ها و مشکلات شورا در ایران نظر افکنده و به برخی از دلایل کاستی های یاد شده اشاره و تا حد امکان راه های برون رفت از مشکلات فرا روی شورا بر شمرده شود. تمامی این حرف و حدیث ها فقط برای تحقق آرزویی که دیگر آرزوی جوانانه نیز به حساب نمی آید، طرح می گردد و آن بهروزی سرزمینی است که در آن زاده شده و بالیده ایم و بدان سخت مدیونیم، دینی که هرگز ادا نخواهد شد.

خلاصه ماشینی:

"در این مورد و اینفورد اظهار می‌دارد:«امروزه عوامل تعیین‌کننده اقتصادی-اجتماعی سلامت،به خوبی بررسی شده و شواهد مستندی در دست است که هر چه افراد به لحاظ اجتماعی منزوی‌تر باشند،از سلامت روانی کمتر برخوردارند و عه عکس هر چه پیوستگی اجتماعی در جامعه بیشتر باشد آن جامعه سالم‌تر خواهد بود. امروزه ارتباط بین سرمایه اجتماعی و میزان آن در یک جامعه یا مقولاتی از جمله پیگشیری و کاهش جرایم خشونت و تضاد در جامعه،سوء مصرف مواد مخدر،خودکشی، خشونتهای خانگی،کودک آزاری،بزهکاری و حتی ترک تحصیل نوجوانان بررسی و تائید شده و بر نقش خانواده به عنوان یکی از منابع بسایر حائز اهمیت سرمایه اجتماعی تأیید می‌شود. (2002 Ahren-Hendry )در چنین نظامی با تکیه بر ارزشها و هنجارهای مشترک، احساس امنیت،اعتماد و تعهد متقابل نسبت به مسئولیتهای مدنی،مشارکت و همکاری اعضای جامعه در جهت دسترس به نمافع متقابل که همان سلامت فرد و جامعه باشد،فراهم می‌آید و در سایه چنین شرایطی اهداف زیر به عنوان اهداف نظام ارتقای بهداشت روان تأمین می‌شود: -امکان دسترسی به آموزش و دانش روانی( Mental Health Fitreacy )برای همگان -افزایش مهارتهای مدارا( CoPing Skills )و تاب‌آوری( Resilience )در مواجهه با مشکلات و برای کمک به اجرای مناسب نقشهای مولد اجتماعی -امکان جلب بیشتر مراقبتها و حمایتهای عاطفی و روانی و اجتماعی و دسترسی به آنها -امکان دسترسی بیشتر به منابع و امکانات بهداشتی و درمانی -امکان مواجهه و مقابله بهتر با عوامل خطرساز و تعیین‌کننده -کاهش هزینه‌ها و بار تصدی دولت &%00607EFRG006G% شکل شماره یک:مدل فرضی بسترهای ارتقای سلامت روان در سطوح مختلف سرمایه اجتماعی (به تصویر صفحه مراجعه شود) منابع References {E1-رفیعی،حسن،1380،جزوه درس ارتقای سلامت روان،دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی،تهران."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.