Skip to main content
فهرست مقالات

برگزیده اعجوبه و محجوبه: داستان عامیانه کهن فارسی (اوایل قرن هفتم هجری)

نویسنده:

(53 صفحه - از 3 تا 55)

کلید واژه های ماشینی : اعجوبه و محجوبه، ملک، طیفور، مال، زر، کنیزک، شاه، حکایت، بازرگان، شهر

خلاصه ماشینی: "ملک سماح بعد از مراعات اکرامی تمام در حکایت اعجوبه و محجوبه خوض کرد و قصه رغبت خویش به وصلت ایشان بعضی باز نمود و فرمود که ای طیفور ما را به خرد و حصافت تو یقینی تمام است، و در رنج این مقصود و ادراک این مطلوب به نوعی از بدایع حیل و نتایج حکمت تو محتاجیم، چنان که گفته‌اند: ارسل حکیما و لا توصیه (17) . از تعجب آن حادثه حال بر عزیز متبدل گشت و، بی‌خویشتن، از سوز و فراق ایشان فغان به آسمان رسانید و این بیت بگفت، بیت: حبیبی الیکم لا یفارق مضجعی شهودی نجم اللیل و هی شهود کم (19) طیفور چون حزن و بکا و نوحه و اضطراب ملک [ بدید] ، خود را چون غمناکی (20) ساخت و از سر رفق و تأنی نرمک نرمک سخن آغاز کرد، و به چرب‌زبانی دل عزیز باز می‌داد چندان که از جزع و تضرع لختی کم کرد، و گفت: عمر ملک باقی باد، اعجوبه و محجوبه هر چند دو کنیزک بی‌نظیر بودند، اما نمی‌توان دانست که ضعف انوثت و نقصان زنی ایشان را بر چه مکر اغرا کرده‌اند تا بر مثل جرئت آن اقدام نمودند و از خدمت چون تو شاهی تقاعد روا داشتند، انهن ناقصات عقل و دین. ملک سماح پرسید که چگونه است آن: حکایت اعجوبه در قناعت و توکل اعجوبه گفت: آورده‌اند که در شهر اندلس دهقانی بود محتشم، به حرصی تمام مبلغ هزار دینار جمع کرد و بدان نیک دل شاد می‌بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.