Skip to main content
فهرست مقالات

فرهنگ واژه های عامیانه

نویسنده:

مصحح:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم) (19 صفحه - از 13 تا 31)

کلید واژه های ماشینی : زن، شاه، منصب، کمال، جوانان، مجلس، دولت، معنی، مردم، حالت

خلاصه ماشینی:

"(66) پاچه پلشت شاعر و ندیم و جلیس که پاک‌نظر نباشد، و به خانه بزرگانی که محرم است به هر کس برسد در خفیه بند کند، خواه کنار بزم یا دالان و مبال باشد خواه _______________________________ 8) مرآت‌البلهاء: شخص هرزه و بدباطنی را گویند که ظاهر خود را برای تلبیس عوام آراسته مع‌هذا خودداری نتوانسته به مضمون «از کوزه همان برون تراود که در اوست» به نظم و نثر متعرض بزرگان دین و به صدد اخلال در ارکان شرع مبین آمده و اظهار خبث باطن و هرزه‌درایی نماید و از ترس مردم از گفته خود تبری جوید، و این را خرزیرکی هم می‌نامند. (113) عمرگلی اشخاصی که عنصر ارضیه آنها بر عنصر هوایی و ناری، که جوهر بسیطی باشد، غالب باشد و هنگام مستی گردنها را چنان نگه‌دارند که ابدا حرکت نکند و خیلا (18) و خاموشی را کمال شخصی دانند و کفایات و کاردانیهای دهاتی را بخواهد به خرج ممالک و شهرهای بزرگ به کار برد و نشر دهد و نفوس مستعده را از ظنت [کذا، به جای ضنت] طبع به قهقرا برگرداند و به قوس نزولی راغب‌تر از قوس صعودی. (121) آب جور امنای جدید که، از قصر همت و فیض نظر، از برای سلطان هی مستغل و دکاکین و کاروان‌سرای سازند؛ و یک طرف شهر را آباد می‌کند، آن طرف دیگر را خراب می‌نماید، چرا که دکاکین زیاد سکنه می‌خواهد، و اصناف و کسبه در این مایه در دارالخلافه تهران نیست؛ و، اگر دکاکین متفرقه در محلاتش باشد، از صد نفر یک‌نفر کاسب بامعنی معتبر نیست که مایه‌دار باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.