Skip to main content
فهرست مقالات

سیر تشیع در ایران: کیسانیه و محمد حنفیه

نویسنده:

(8 صفحه - از 28 تا 35)

کلید واژه های ماشینی : محمد بن حنفیه، کیسانیه، محمد حنفیه، محمد بن حنیفه، ابن زبیر، امامت محمد بن حنفیه، مختار، بن زبیر، بیعت، امام، طائف، محمد حنیفه، پسرش محمد بن حنفیه، مکه، خدا، محمد بن حنفیه از طائف، محمد بن حنیفه و یاران، محمد بن حنفیه و یارانش، علی ( ع )، عبد الملک بیعت، الملک بن مروان، پسر کنیز بنی حنفیه، پسرش ابو هاشم، روهای، بن حنفیه با امان‌نامه عبد، عبد الله زبیر، محمد حنیفه و عبد، محمد بن‌علی ابن عبد، بن عباس، بن حنفیه نامه‌ای به عبد

خلاصه ماشینی: "آنان با پرچمهائی که در دست داشتند،به مسجدالحرام در آمدند و با صدای‌ بلند فریاد می‌کشیدند:"یا لثارات الحسین‌"دعوی خونخواهی حسین بن علی را می‌کردند،تا به مردم رسیدند،از آن طرف ابن زبیر هیزم فراوانی آورده بود، تا آنان را بسوزاند،آنان در حجره زمزم را شکستند و بر محمد بن حنیفه در آمدند و گفتند میان ما و این دشمن خدا که عبد الله بن زبیر است،یکی را اختیار کن، محمد درپاسخ گفت کسی که رحمش را قطع کرده آنچه را نسبت به من روا داشته‌ (3)یعقوبی ج 2/261 (4)کامل ابن اثیر ج 3/374 (5)یعقوبی ج 2/261 (6)مسعودی،مروج الذهب ج 3/86 ابن اثیر می نویسد:با چهار صد کس و چهار صد درهم و با عده بسیاری به مکه فرستاد،کامل 3/374 من نسبت به او روا نمی‌دارم‌7و نیز روا نمی‌دانم که در خانه خدا جنگ و خونریزی شود8ابن زبیر به آنان رسید و فریاد برآورد:"وا عجبا لهذه الخشبیه‌"یعنی شگفتا از این چوب بدستان‌"زیرا آنان در هنگامی که وارد حرم شدند،به‌ جای شمشیر چوب به دست داشتند چون در حرم همراه داشتن شمشیر جایز نیست،عبد الله بن زبیر از آنان ترسید و از خارج شدن محمد بن حنفیه‌ جلوگیری نکرد،محمد بن حنیفه با چهار هزار کس به‌"دره علی‌"رفت و در همانجا می‌زیست‌9 یعقوبی می‌نویسد:محمد بن علی بن ابی طالب خبر یافت که پسر زبیر در خطبه خویش علی(ع)را بد گفته است پس به مسجدالحرام در آمد و جهازی نهاد و سپس روی آن ایستاد و خدا را حمد و ثنا گفت و بر محمد(ص)درود فرستاد،آنگاه‌ گفت: ای قریشیان رویتان سیاه باد،آیا پیش روی شما این(سخنان)گفته نمی‌شود و شما می‌شنوید از علی(ع)بدگوئی می‌شود و به خشم نمی‌آئید؟هان که علی‌ تیری خطا ناپذیر بود از تیرهای خدا بر دشمنانش،روهای آنان را می‌زد و خود خوراکهاشان را از حلق آنان بر می‌آورد،و راه نفس را بر ایشان می‌گرفت حالا که ما هم بر راه و روشی او هستیم و ما را در آنچه مقدر است چاره‌ای نیست و زود است آنانکه ستم کرده‌اند به کجا باز می‌گردند؟!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.