Skip to main content
فهرست مقالات

بحثی پیرامون حجیت اخبار احاد

نویسنده:

(26 صفحه - از 27 تا 52)

کلید واژه های ماشینی : خبر، روایت، آحاد، ظن، حجیت خبر واحد، خبر واحد، حکم، حکم شرعی، حدیث، عقل

برای اینکه حکم شرعی را از روایت استنباط کنیم‘ سه چیز را باید در نظر بگیریم: 1-صدورحکم 2- جهت صدور 3- دلالت اگر بر ما محرز و مسلم باشد که روایت مورد نظر از معصوم(ع) صادر شده است‘ به جهت صدور روایت توجه می کنیم‘ یعنی باید ببینیم آیا روایت در مقام بیان حکم الله واقعی است یا خیر؟ زیرا ممکن است که روایت در مقام تقیه صادر شده باشد. اگر معلوم باشدکه روایت درمقام تقیه نبوده بلکه مطلوب واقعی و حکم الله را بیان می کند‘ آنگاه به دلالت روایت توجه می کنیم و می بینیم آیا روایت درحکم مورد ادعا ظهور دارد یا نه؟ چنانچه روایت درحکم مورد ادعا ظهور داشته باشد‘ میگوئیم این ظهور حجت است و عمل به آن واجب اما احراز و اثبات قطعی سه مورد فوق جز د ر مواردی معدود امکان پذیر نیست؛ یعنی علم نداریم که این روایت از معصوم (ع) صادر شده و جهت صدور آن چیست؟ و نمی دانیم که چنین ظهوری حجت است یا نه ؟ در این صورت استفاده حکم شرعی از روایت دشوا راست‘ زیرا خبر واحد نهایتش این است که مفید ظن است و ظن از این حیث که ظن است‘ ارزشی ندارد. ما در این مقاله فقط از امر اول بحث میکنیم‘ زیرا اگر صدور روایت به دلیلی برایمان ثابت شود‘ اثبات جهت صدور و دلالت‘ هر چند محتاج به اعمال نظر ودقت است‘ چندان مشکل نیست. زیرا اصل این است که متکلم در مقام بیان مطلوب واقعی خود است؛ یعنی اگر کلامی از فردی که حکیم استت‘ صادر شود و برایمان تردید پیدا شودکه آیا متکلم مطلوب واقعی خودرا بیان کرده یا درمقام تقیه و یاخوف و یاهزل حرفی زده است‘ اصل این است که مقصود حقیقی خود را ابراز کرده مگر آنکه خلافش ثابت شود. این اصل مورد اتفاق عقلاء است و لذا عقلاء ادعای هزل ‘ خوف و یا تقیه را بدون دلیل از کسی نمی پذیرند. کلام معصوم (ع) در مقام تقیه بوده است. زیرا معصوم هر چند خود مصدر تشریع است‘ لیکن در تفهیم و افهام مقصود خوداز طریق عرف وعقلاء پیروی می کند نه آنکه طریق خاصی ابداع و اختراع کرده باشد. همین طور برای تشخیص دلالت ومعنای مراد به اصول لفظی مراجعه میکنیم؛ مثلا به اصالة الحقیقة و یا اصاله الاطلاق وغیر آن تمسک می کنیم. این اصول هم مورد قبول عقلاء است و شارع طریق دیگری اختراع نکرده است. مثلا اگر در روایت آمده باشد والغنی یمتع بالدابة یعنی اگر فرد ثروتمندی زن خود را قبل از دخول طلاق بدهد وزن فاقد مهر «مفوضة البضع» باشد‘ برای زن دابه به عنوان متعه می دهد. برای تشخیص مراد امام (ع) ازکلمه «دابة» اصالة الحقیقة را جاری می کنیم و می گوئیم مراد اسب است. زیرا حقیقت عرفی «دابة» فرس است؛ هر چند درلغت ‘کلمه دابه برای مطلق جنبده وضع شده باشد. ظنونی که از اصول لفظی حاصل می شوند. اصطاحا از ظنون خاصه هستند؛ زیرا عقلا به این قبیل ظن ها عمل می کنند. ظن خاص به ظنی گفته می شود که دلیل خاصی از قرآن یا سنت و یا اجماع برحجیت آن وجود داشته باشند‘ به بیان دیگر ظن خاص‘ ظنی است که حجیت آن به دلیل غیراز دلیل انسداد معلوم باشد. نویسنده : روشنعلی شکاری ـ

خلاصه ماشینی: "و لا أعرج علی الاخبار الآحاد فهل هدم الاسلام الا هی» (14)4-امین الاسلام طبرسی در کتاب تفسیر خود ذیل آیه نبأ می‌گوید:این آیه دلالت دارد که خبر واحد نه موجب علم است و نه موجب عمل؛زیرا معنای آیه این است که اگر کسی برای شمار خبری آورد که به او اطمینان ندارید و احتمال می‌دهید که خبرش دروغ باشد، از عمل به آن توقف کنید. معلوم نیست که چرا شیخ، کتاب خود را اولین کتاب در اصول فقه می‌داند، آنجا که می‌گوید:«و لم یعهد من اصحابنا فی هذا المعنی الا ما ذکره شیخنا ابو عبدالله رحمة الله فی المختصر الذی له فی اصول الفقه و ان سیدنا الاجل المرتضی ادام الله علوه و ان کثر امالیه و ما یقرأ علیه شرح ذلک فلم یصنف فی هذا المعنی شیئا یرجع الیه»؛یعنی هیچ یک از اصحاب ما در این فن کتابی تألیف نکرده‌اند، مگر آنچه که شیخ ما ابو عبدلله(شیخ مفید)در کتاب المختصر که در اصول فقه است، ذکر کرده است و سید بزرگوار ما (38)-شیخ طوسی، عدة الاصول، ج 1، انتشارات مؤسسه آل البیت، ص 304. (51)محل بث این است که آیا عمل به ظن حاصل از اخبار آحاد جایز است یا نه؟شیخ بهایی پس از استدلال به آیه نبأ و ذکر اهتمام اصحاب ائمه ما و پیروان آنان برای تدوین اخبار آحاد و جرح تعدیل آنها می‌گوید، از ظن فقط در اصول اعتقادات مذمت شده و شارع از تبعیت از ظن در احکام فرعی نهی هنکرده است و لذا به دلیل عقل، بایستی از چنین ظنی تبعیت کرد و بعد از ظن به حکم، رجوع به اصل برائت ضعیف است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.