Skip to main content
فهرست مقالات

مبانی و روش ها: علم شناسی منطقی- فلسفی در آراء استاد مطهری و تأثیر آن در فلسفه شناسی

نویسنده:

کلیدواژه ها : علم‌شناسی ،علم‌شناسی پیشینی ،علم‌شناسی پسینی ،علم‌شناسی منطقی - فلسفی ،علم‌شناسی تاریخی ،اصول متعارفه ،اصولموضوعه

کلید واژه های ماشینی : علم‌شناسی ،علم‌شناسی منطقی ،علم‌شناسی دانشمندان و حکیمان مسلمان ،استاد مطهری ،علم‌شناسی استاد مطهری ،فلسفه ،استاد مطهری موضوع علم‌شناسی منطقی ،علم‌شناسی تاریخی ،عوارض ،استاد مطهری در علم‌شناسی منطقی ،اصول موضوعه ،علم‌شناسی تاریخی خاص ،نگاه اصل موضوعی استاد مطهری ،اصول متعارفه ،تاریخی ،تأملات علم شناسانه‌ی استاد مطهری ،حکیمان مسلمان تأملات منطقی ،اصول متعارفه و اصول موضوعه ،مبادی ،استاد مطهری اصول متعارفه ،اصول متعارفه و موضوعه ،استاد مطهری به علم‌شناسی منطقی ،آراء استاد مطهری ،علم‌شناسی استاد جنبه‌ی پیشینی ،عام ،اصول ،میان حکیمان مسلمان تأملات ،روش ،توجهات استاد مطهری در علم‌شناسی ،سنت علم‌شناسی حکیمان مسلمان

علم‌شناسی انواع مختلفی دارد و امروزه پیشرفت‌های علمی مختلف، گستره‌ی آن را وسعت چشمگیری بخشیده است. در میان حکیمان مسلمان تأملات منطقی - فلسفی و تاریخی علم شناسانه، فراوان، به چشم می‌خورد؛ اما نه به شکل دانشی مدون. علم‌شناسی دانشمندان و حکیمان مسلمان (چه علم‌شناسی منطقی - فلسفی آنها و چه علم‌شناسی تاریخی‌شان) گاه به علم به معنای عام تعلق گرفته و گاه به علم خاصی تعلق گرفته است. تأملات علم شناسانه‌ی استاد مطهری، هم علم‌شناسی منطقی - فلسفی عام را دربرمی‌گیرد و هم علم‌شناسی منطقی - فلسفی خاص را (خصوصا فلسفه‌شناسی). همچنین تأملات تاریخی خاص در برخی علوم (همچون علم کلام) در آثار استاد، نشان گر این است که ایشان به علم‌شناسی تاریخی خاص نیز عنایت داشته‌اند. اما علم‌شناسی منطقی - فلسفی در آثار و اقوال ایشان پررنگ‌تر به نظر می‌رسد.

خلاصه ماشینی:

"استاد ضمن اشاره به سرآمد تحقیقاتی که در این خصوص شده است، و به ابن سینا در منطق شفا مربوط می‌شود، و تذکر به این نکته که متأخرین نکات لازمی را که وی یافته است درک نکرده‌اند و به راه‌های دیگر رفته‌اند و موجبات اختلاف آراء زیادی در این مسأله شده‌اند، به اختصاص علوم حقیقی به علم‌شناسی منطقی - فلسفی حکیمان مسلمان چنین استدلال می‌کند: عوارض ذاتیه‌ی هر موضوعی همواره به نحوی است که ذهن یا مستقیما و بلاواسطه رابطه‌ی آن را با موضوع درک می‌کند، یعنی احتیاج به دخالت حد وسط و اقامه‌ی برهان ندارد و یا این که با مداخله‌ی حد وسط رابطه‌ی وی با موضوع روشن می‌شود، قهرا رابطه‌ی بین هر موضوع و عوارض ذاتیه‌ی وی باید واقعی و نفس‌الامری باشد (نه اعتباری) و قهرا باید آن موضوع کلی باشد (نه جزئی) و بناءا علی هذا علوم اعتباریه، که رابطه‌ی بین موضوعات و محمولات در آن علوم وضعی و قراردادی است، نه واقعی و نفس الامری، مانند حقوق و فقه و اصول و صرف و نحو و همچنین علومی که یک سلسله قضایای شخصیه مسائل آنها را تشکیل می‌دهد، مانند لغت و تاریخ و جغرافیا، از حمل کلام منطقیین خارج است، زیرا آنچه در مورد تمایز و تشابه و طبقات علوم گفته می‌شود، اولا در مورد علوم حقیقی است، که رابطه‌ی واقعی و نفس الامری امور را بیان می‌کند (نه علوم اعتباری)، و ثانیا در مورد کلیات است که برای ذهن قابل استدلال و استنتاج است نه جزئیات که به قول منطقیین (نه کاسب‌اند و نه مکتسب) و بالاخره در مورد علومی است که برهان به معنای صحیح منطقی در آن علوم جاری است، مانند علوم عقلی محض و علوم آزمایشی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.