Skip to main content
فهرست مقالات

مطهری و نظریه ی سازگاری اسلام و مدرنیته

نویسنده: ؛

خرداد و تير 1385 - شماره 58 (28 صفحه - از 65 تا 92)

کلیدواژه ها : مدرنیته ،اسلام ،عقلانیت ،معرفت و تخصص

کلید واژه های ماشینی : مدرن ،مطهری ،استاد مطهری ،استاد مطهری منطق اسلام ،خردورزی ،مدرنیته در تفکرات استاد ،اسلام و مدرنیته ،سازگاری اسلام و مدرنیته ،مدرنیته با تغییر ،خرد انسانی ،مدرنیته روش ،تغییر در انگیزه‌ها ،مدرنیته پدیده‌ای انسانی ،حوزه‌ی اندیشه ،حوزه‌ی زیست انسانی ،منطق اسلام ،انگیزه‌های انسان مدرن ،تفکرات استاد ،خردورزی و خرد ،انسان مدرن ،خرد علمی و خرد ،اندیشه و تفکر ،خرد علمی ،توسعه‌ی انسانی ،اندیشه‌ی خرد ،جامعه‌ی انسانی ،زبان مقاصد ،استیلای معرفتی ،خردورزی مدرن ،توسعه‌ی درونی

در چهار قرن اخیر شاهد تغییرات و دگرگونی‌های پرشتاب، اثر گذار و بنیادین در حوزه‌ی زیست انسانی بوده و هستیم. مدرنیته، که برآمده و برساخته‌ی تحولات نامبرده می‌باشد، تقریبا تمامی شؤون زندگی بشر را پوشش و تحت تأثیر قرار داده است، مدرنیته هویت سیال و مرکب داشته و به همین جهت تغییرها و تاویل‌های مختلف را برتابیده است. اما با وجود تنوع تصویری و تفسیری، آن را این گونه می‌توان معنا کرد: مدرنیته روش اندیشیدن و زیستن است که مؤلفه‌های اصلی آن را خردورزی، تغییر و پیشرفت می‌سازد. از مدرنیته، به معنای یاد شده، معمولا دو قرائت ارائه شده است: 1 ) مدرنیته پروژه‌ای غربی است. 2 ) مدرنیته پدیده‌ای انسانی است که در غرب زایش و رویش داشته و از مختصات فکری و ساختاری نیز برخوردار می‌باشد. در این نوشتار که پیرامون سازگاری اسلام و مدرنیته در دیدگاه استاد مطهری نگاشته شده است، استاد با خوانش اول مخالفت می‌ورزد. اما خوانش دوم از مدرنیته در تفکرات استاد قابل بازیابی و بازخوانی می‌باشد. مدرنیته با تغییر می‌آغازد؛ اما تغییر سامان‌مند و مشخص در حوزه‌ی اندیشه، انگیزه، رفتار و ساختار. تغییر در اندیشه به خردورزی و خرد باوری بشری و در انگیزه به استیلای معرفتی و متقن و در رفتار به نهادمندی و مدیریت سازمانی نمود بیرون یافت. استاد مطهری منطق اسلام را در مورد تغییرات یاد شده یکسان نمی‌داند. تغییر رفتاری را مادامی که در خدمت انسان باشد از نظر اسلام ممدوح و مقبول می‌خواند. استاد مطهری برای خرد انسانی جایگاه رفیع ترسیم می‌کند و ریشه‌ی آن را به اسلام مستند می‌سازد و اندیشه‌ی خرد ورزانه را نتیجه بخش و کم ریسک می‌یابد، تا جایی که عقل را یکی از منابع و مبادی استنباط احکام دانسته و اجتهاد را موتور محرکه‌ی اسلام می‌خواند و با جریان‌های عقل ستیز در اسلام به شدت برخورد فکری می‌کند و به علم و تکنیک، که گونه‌هایی از خردورزی انتقادی (نه به معنای پوپری آن) است، روی می‌آورد. استاد تغییر در انگیزه‌ها را، که عمدتا با زبان مقاصد و اهداف بیان می‌شوند، از نظر اسلام می‌پذیرد، ولی همه‌ی آنها را اولا مقاصد میانی می‌داند، نه نهایی و ثانیا با رویکرد انتقادی به مبادی و مبانی اندیشه، یعنی خرد ورزی که مادر پیشرفت می‌باشد، بر این باور است که ریشه‌ی توسعه‌ی بیرونی، توسعه‌ی درونی و انسانی است و دقیقا در همین جا نقش دین و ایمان در کنار عقلانیت بشری پررنگ شده و جهت پیشرفت و تغییرات را سالم می‌سازد. در نهایت ایشان میان اسلام و مدرنیته سازگاری می‌بیند، نه تعارض و تخاصم.

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.