Skip to main content
فهرست مقالات

واژگان فارسی در اشعار ابوتمام طائی

نویسنده:

(19 صفحه - از 51 تا 69)

کلید واژه های ماشینی : فارسی ،واژگان فارسی در اشعار ابوتمام ،ابوتمام ،شعر ،عربی ،واژه ،معرب ،شاعر ،اشعار ابوتمام طائی ،دیوان ،شرح دیوان ابی‌تمام ،یاقوت حموی ،ادی‌شیر ،فارسی معرب ،جوالیقی ،خطیب تبریزی ،خطیب تبریزی در شرح دیوان ،جوهر ،جفری ،واژگان فارسی دیوان اشعار ،خطیب تبریزی بر دیوان ابوتمام ،شرح دیوان ابوتمام ،منطقه ،صولی ( ،بابک خرم‌دین ،شرح خطیب تبریزی بر دیوان ،کلمه ،واژه فارسی و معرب ،ابوتمام حبیب ،ایرانی

ابوتمام حبیب بن آوس طائی 188) یا 231-190 یا 232 ق( از بزرگ ترین شاعران عرب در عصر عباسی است. وی در قریه جاسم، نزدیک دمشق، به دنیا آمد. پدرش مردی نصرانی و تدوس نام بود که، پس از اسلام آوردن، نام اوس برای خود برگزید. ابوبکر صولی )وفات: (335 نسبت شاعر را به قبیله طی صحیح و اصیل می داند. )صولی (1)، ص (59 ابوتمام در نوجوانی به شهر حمص رفت و نخستین اشعار خود را در آنجا سرود و همان جا با دیک الجن حمصی شاعر )وفات: (236 آشنا شد و این آشنایی سبب نضج شاعری او شد. ابوتمام به مصر، عراق، ارمینیه و ایران سفر کرد و بسیاری از بزرگان، ادیبان و ناقدان را مجذوب اشعار خود کرد؛ چندان که مقام ادبی او را ستودند و وی را «اشعرالناس» و «اشعر اهل زمانه» لقب دادند. ← )مسعودی، ج 4، ص 74-68؛ اصفهانی، ج 16، ص 390-383؛ خطیب بغدادی، ج 8، ص (248 ابوتمام، در یک سال آخر عمر خود، عهده دار دیوان برید در موصل بود و در همان جا درگذشت و به خاک سپرده شد. )صولی (1)، ص (273-272 علاوه بر دیوان اشعارش که بارها به چاپ رسیده و نقایص جریر والاخطل، این آثار نیز از اوست: کتاب الحماسه، فحول الشعرا، الاختیارات من شعر الشعرا. )ابن خلکان، ج 2، ص (12

خلاصه ماشینی:

"به گفته ابن منظور، برید واژه‌ای فارسی است به معنی «قاطر»، و در اصل بریده‌دم بوده؛ زیرا دم این حیوانات را می‌بریدند تا نشان و علامت آنها باشد. خطیب تبریزی (ج 4، ص 399) بیدق را لفظی غیرعربی دانسته و ابن منظور (ج 2، ص 45، ذیل بذق) تصریح کرده که لفظی فارسی و معرب است. خطیب تبریزی در شرح دیوان ابوتمام (ج 2، ص 226) آورده که جادی به معنی «زعفران» است و گویند که فارسی معرب است. به گفته جوالیقی (ص 115) این کلمه معرب «گرده» است و در عربی آن را جرذق نیز گویند. خطیب تبریزی در شرح دیوان ابوتمام (ج 4، ص 177) نقل کرده که این واژه فارسی معرب است. جوالیقی (ص 115) و ابن منظور (ج 3، ص 206، ذیل جمن) تصریح کرده‌اند که واژه‌ای فارسی و معرب است. ابن درید (ج 1، ص 468)، جوهری (ج 2، ص 619، ذیل جهر) و جوالیقی (ص 98) تصریح کرده‌اند که واژه فارسی و معرب است. ابن درید (ج 3، ص 1325) به معرب بودن آن اشاره کرده و جوالیقی (ص 131) نیز اصل فارسی آن را کنده گفته است. جوالیقی (ص 154) از اصمعی و ابن منظور (ج 5، ص 333، ذیل دون) از ابوعبیده نقل کرده‌اند که اصل آن فارسی و معرب است. بسیاری نیز بر فارسی و معرب بودن آن تأکید کرده‌اند؛ از جمله خطیب تبریزی (ج 4، ص 399)؛ ابن منظور (ج 11، ص 152)، فیروزآبادی (ج 2، ص 186، ذیل فرز)."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.