Skip to main content
فهرست مقالات

«میره» و پیوند آن با جوانمردان و عیاران

نویسنده: ؛

بهار 1385 - شماره 29 (11 صفحه - از 88 تا 98)

کلید واژه های ماشینی : کلیله و دمنه ،اوستا ،مرد جوان ،ویدنگرن ،کلیله ،فارسی باستان ،زردشتی ،ایران باستان ،جنگجویان ،دین زردشتی ،باستان ،انجمن مردان ،موی سر ،به‌معنی ،جنگجوی جوان ،توجه به شواهد ،کار رفته ،واژه می‌ره ،نشان داده

در باب «بوف و زاغ» در کلیله و دمنه، داستانی بدین مضمون آمده است که درودگری را در سرندیب زنی بسیار زیبا بود. آن زن و همسایه وی را الفتی پدید آمد و خویشان درودگر وی را از ماجرا با خبر ساختند. درودگر آزمون گفته آنان را تدبیری اندیشید و وانمود کرد که عزم سفر دارد و زن را وداع کرد و چون او برفت زن میره را بیاگاهنید و میعاد آمدن قرار داد و درودگر بیگاهی از راه نبهره در خانه رفت. میره قوم را آنجا دید ... )کلیله و دمنه، ص (218 استاد مجتبی مینوی، در حاشیه کلیله و دمنه چاپ خود، از فحوای عبارت معنی «معشوق» و «فاسق» را برای میره استنباط کرده و آورده است: صریح و واضح است که به معنی معشوق و فاسق است ... در کتب لغت این معنی ذکر نشده است. (همان جا) هدف این مقاله کوشش در نشان دادن مطابقت نتایج ریشه شناسی و کارکردهای اجتماعی این واژه با آن معنایی است که استاد مینوی حدس زده اند. میره در زمره واژه های بسیار کهنی است که با نهادی اجتماعی و سازمان یافته پیوند داشته و در کارکردهای گوناگون وابسته به این نهاد در متون از آن نشانه هایی بر جای مانده است. این واژه نخست به صورت maryan-ni به مردانی جنگی اطلاق می شد که در خدمت پادشاه میتانی در بین النهرین بوده اند )ویدنگرن 1378، ص (12. این واژه با لغت هندی کهن máryah- و اوستایی mairya- به معنی تحت اللفظی «مرد جوان» هم ریشه است.

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.