Skip to main content
فهرست مقالات

فلسفه دین(40)/ اسرار مرگ

نویسنده:

(8 صفحه - از 30 تا 37)

کلید واژه های ماشینی : مرگ، دنیا، آخرت، خیام، زندگی دنیا یاد خانه آخرت، زندگی، انسان، حقیقت مرگ، اسرار مرگ، روح

خلاصه ماشینی:

"زندگی دنیا مقصد است یا راه؟ هدف است یا وسیله؟ پایان است یا آغاز؟ آیا اینجا دار قرار است یا راه عبور؟ اگر راه عبور است، به کجا می‌رویم؟ مردن حق است؛ ولی جای سؤال است که حقیقت مرگ چیست؟ آیا حقیقت مرگ، گم شدن بدن و اجزای آن، در این جهان مادی ناپیداکرانه است؟ چرا می‌میریم؟ آیا مردن، فنا و زوال است، یا گامی به سوی زندگی ابدی و جاودانی؟ خیام می‌گوید: اجزای پیاله‌ای که درهم پیوست بشکستن او روان می‌دارد مست چندین قد سرو نازنین و سر و دست از بهر چه آفرید وز برای چه شکست؟ آیا خیام، درست گفته است؟ آیا حقیقت مرگ، بسان شکستن پیاله است؟ صانع پیاله، چرا پیاله را بسازد و بعد بشکند؟ بازهم خیام می‌گوید: جامی است که دهر آفرین می‌زندش صد بوسه مهر بر جبین می‌زندش این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف می‌سازد و باز بر زمین می‌زندش بابا افضل کاشانی -که مرگ را نه تنها به معنای فنا و زوال و نیستی نمی‌داند، بلکه به معنای تکامل انسان و عبور از مرحله‌ای نازل به مرحله‌ای عالی و گذر از قوه به فعل و نقص به کمال، می‌شناسد- برای درهم ریختن تار و پود تخیلات شاعرانه خیام و متلاشی کردن بنای توهمات غیر فیلسوفانه وی (1) می‌گوید: تا صورت جان در صدف تن پیوست از آب حیات گوهر آدم بست گوهر چو تمام شد، صدف چون بشکست بر طرف کلمه گوشه سلطان بنشست زندگی در این دنیا و تعلق روح به بدن خاکی، برای تکامل انسان است. حتی جا دارد کسانی هم که به لحاظ اسرار مرگ و زندگی پس از مرگ و آخرت و معاد، متحیر و مرددند، از رهنمودهای آنان بهره گیرند و به اعمال شایسته روی آورند؛ چرا که عمل شایسته، برای انسان بی‌ضرر است، بلکه اگر نفع اخروی نداشته باشد، برای زندگی چند روزه همین دنیا مفید و مایه سربلندی است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.