Skip to main content
فهرست مقالات

گسسته لنگر کشتی و ناخدا خفته ست

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : لنگر کشتی و ناخدا، گسسته لنگر کشتی، دیوان غالب دهلوی، گر، هند، قصاید، برهان قاطع، آتش، شاخسار، تهران

خلاصه ماشینی: "ک. قصاید غالب ـ در چاپهایی که قصاید را نیز دارد) البته اینها برای نان یومیه بوده ولی در واقع غالب شدیدا ضد استعمار است و خواستار آن است که با یک «معجزه حیدری» آفتاب به مشرق برگردد و غارتگران دست خالی رانده شوند و از خانه‌رمیدگان بازگردند: به جنگ باج ستانان شاخساری را تهی سبد ز در گلستان بگردانیم به صلح بال‌فشانان صبحگاهی را ز شاخسار سوی آشیان بگردانیم ز حیدریم من و تو ز ما عجب نبود گر آفتاب سوی خاوران بگردانیم غالب شاعری است انتقادگر، بی‌توجهی مقدس‌مآبان به واقعیت زمان و غفلت کسانی را که باید بیدار باشند نمی‌بخشاید: هوا مخالف و شب تار و بحر طوفانخیز گسسته لنگر کشتی و ناخدا خفته‌ست غمت به شهر شبیخون‌زنان به بنگه خلق عسس به خانه و شه در حرمسرا خفته‌ست دلم به سبحه و سجاده و ردا لرزد که دزد مرحله بیدار و پارسا خفته‌ست غالب متشیع است (هم اسداللهم و هم اسداللهی‌ام) و ایرانگرای است: سوخت آتشکده زآتش نفسم بخشیدند هرچه بردند به پیدا به نهانم دادند او دوستار شرق است و خود را متعلق به اسلام و هندوئیسم می‌داند: من آن نیم که ز مرگم جهان به هم نخورد فغان زاهد و فریاد برهمن یادآر توانایی مسلمانان از عنصر ایرانی بوده، به محض اینکه ایران از قدرت ساقط شد کار به دست فرنگیان مسیحی افتاد: فرمانروا نگشت مسلمان به هیچ عصر گر رفت مغ ز میکده، ترسا فرو گرفت این مجموعه شامل غزلیات و رباعیات است و چاپ دیگری که منتشر شده به این زیبایی نیست ولی مثنویات و قصاید را اضافه دارد (دیوان غالب دهلوی، به اهتمام دکتر محسن کیانی، روزنه، 1376)."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.