Skip to main content
فهرست مقالات

فارسی گویی عارفان نخستین

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : فارسی، بایزید، حبیب، عربی، زبان، زبان فارسی، بایزید بسطامی، داستان، عطار، ترجمه، جمله، خدا، کتاب، دینی، حکایت، نقل، جمله فارسی، سهلگی، ترجمه عربی جمله فارسی، تذکرة‌الاولیاء، تصحیح، حبیب عجمی و بایزید بسطامی، حسن، شبان، لفظ، خربنده، مجلس، ترجمه فارسی عطار در تذکرة‌الاولیاء، فقال، زبان عربی

خلاصه ماشینی: "همین روایت را فریدالدین عطار نیشابوری بدین‌صورت به نظم درآورده است: بدان خربنده گفت آن پیر دانا که کارت چیست ای مرد توانا چنین گفتا که من خربنده کارم بجز خربندگی کاری ندارم جوابی دادش آن هشیار موزون که یارب خر بمیرادت هم‌اکنون که چون خر مرد تو دل زنده گردی تو خربنده خدا را بنده گردی(24) داستان فوق یقینا در اصل به فارسی بوده است، چه نکته‌ای که در این داستان است بر سر ایهامی است که بایزید برای لفظ فارسی خربنده` قائل شده است. این کتاب که در نیمه دوم قرن چهارم تألیف شده است البته به زبان عربی است، ولی مؤلف همین حکایت بایزید و خربنده را با روایتی دیگر که به اصل فارسی آن نزدیک‌تر است چنین نقل کرده است. همین داستان را در یک کتاب عربی دیگر، به نام علم‌القلوب، که به غلط به ابوطالب مکی نسبت داده‌اند ملاحظه می‌کنیم، و خوشبختانه در آنجا نیز خطاب فارسی بایزید با خداوند حفظ شده است، به صورتی کاملتر: قال: رأیت رب العزة فی‌المنام، فقلت: یا بار خدای، کیف الطریق إلیک؟ فقال: دع نفسک و تعال. کلمه کو` نیز بعید نیست تصحیف ده` باشد و شیخ کوهیانی به خدا گفته باشد: «بارانمان ده!» داستانی هم درباره خشکسالی در بسطام و آمدن مردم نزد خود بایزید برای دعای باران هست که هم سهلگی (در صفحه 144) و هم قشیری در التحبیر (تصحیح ابراهیم بیونی، قاهره 1968، ص 55) آنرا به عربی نقل کرده‌اند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.