Skip to main content
فهرست مقالات

بحثی درباره فرهنگ عربی به فارسی «المرقاة» و مؤلف آن

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : فارسی، مرقاة، نطنزی، سامی، کتاب، دستوراللغه، فرهنگ، نسخه فاتح، فرهنگ عربی به فارسی، برهان

خلاصه ماشینی:

"1) لغاتی که در دو کتاب دو معادل متفاوت فارسی دارند: مرقاةدستوراللغه احوللوچکژچشم ارجلسفیدپاییک پای‌سفید ارشآنچه در جراحتتاوان زخمها واجب آید ازرقکبودچشمگربه‌چشم اشهبخنگ اسبچرمه اشقرسرخ‌رنگاسب‌بور اعصاردوله‌بادگردباد اغبرخاک‌رنگدیزه افعیماده (= ماده‌مار)مارگرزه امیرفرماندهفرمان‌روا باسلیقرگ‌زیرینرگ فرونیمه برقبخنوهذرخش بولشاشهگمیز بثقبرغ (اصل: بزغ) گشادهبند آب‌گشاده بناءبنیاددیواربست 2) لغات فارسی‌ای که تلفظ آنها در دو متن متفاوت است: مرقاةدستوراللغة اثلشورگژشورگز فوةرویناسروغناس بیذر (بیزر)گزینهکدین مرقاةدستوراللغة بطمبنمشکبناوشک خرابویرانبیران ختیعهانگشتوانهانگشتبانه خسکاهوکوک خبازیپنیرکملکک (حاشیه: پنیره) دنخم میخنب بزرگ دخریصتریزتیریز ذمیزنهاریزینهاری قرطگوشوارهگوشوار (حب) الرشادسپنداناسپندان رمانیهنارواناربا زیاد (زیار) (2) لویشهلفاشه 3) لغاتی که در مرقاة معنی شده، اما در دستوراللغة جلوی آنها «م» گذاشته شده است: مرقاةدستوراللغة باذروجبویانک م بستوقهخمبره م بمنرم م برقعروی‌پوش م برجکشک (= کوشک) م بنفسجبنفشه م بوقصوربور م بوطقهبوته م بساطشادروان م خردلسپندان خوش م دربدربند م دملدنبل م ذرورداروی چشم م رازیانجرازیانه م رامکبوی خوش م بالأخره باید به لغاتی اشاره کرد که در مرقاة با همه اختصار آن آمده، اما در دستوراللغه نیست. واژه شماره 9 (شراک) در سامی به «م» ترجمه شده، اما مؤلف مرقاة برای وضوح بیشتر آن را به دوال نعلین برگردانده است. نسخه مشهد: اژدف؛ سامی، ص 520: ازدف؛ بلغه، ص 315: ازدف؛ ترجمه ابانه، ص 16: ازدف (اصل: اردف) یعنی کوج [=کوج]؛ الابنیه، ص 172: ازدف؛ الصیدنه، ص 314: ازدک؛ برهان ازدف و ازدف؛ دستوراللغه، ص 256: سرخک؛ نسخه فاتح مرقاة: کنج (ظاهرا کبج یا کیج)؛ تکملة‌الاصناف، ص 166: الج. وجود مأخذ مشترک برای این سه کتاب نیز منتفی است، زیرا در آثار گذشته به هیچ کتاب معروفی که قبل از میدانی درباره ترجمه لغات عربی به فارسی تألیف شده باشد اشاره نشده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.