Skip to main content
فهرست مقالات

زبان حال در آثار علاءالدوله سمنانی

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : علاءالدوله، زبان حال در آثار علاءالدوله، آثار علاءالدوله سمنانی، زبان حال، علاءالدوله سمنانی، نفس، فلک، شاعر، قلم، خاک

خلاصه ماشینی: "مثلا در غزل زیر جان و دل با یکدیگر گفتگو می‌کنند: خوش ساعتی که هست مرا دولت وصال خرم دمی که می‌نگرم اندر آن جمال جان گفت از برای وصال خجسته فال می‌خواهم از خدای به‌زاری و ابتهال روزی هزار سال و شبی صدهزار روز سالی هزار ماه و مهی صدهزار سال دل چون شنید گفت دعا نیست مختصر زیرا که هست دست فنا را درو مجال من می‌کنم دعا و همی گویم ای خدا روزی بده مرا که نباشد ورا زوال جان چون شنید آمد و انصاف دل بداد گفت ای دلی که نیست به‌عالم ترا مثال در خواه تا مرا برهاند ز حبس تن کز صحبتش گرفت دلم را ز خود ملال دل گفت التماس تو مبذول کی کنم زیرا که هست ترک ادب اینچنین سؤال گر فرصتیم دست دهد بر در خدای در خواهم از برای تو من صبر و احتمال زیرا که جای کسب تو این عالم تن است زین هر دو خلق حاصل گردد ترا کمال جان گفت دردهیم تن اندر قضای حق هست اعتماد بر کرم و لطف ذوالجلال کز راه لطف و جود علادوله را دهد جامی که مست گردد بی‌وهم و بی‌خیال (ص150ـ149) در قطعه‌ای که وی در ستایش یکی از مریدان خود به نام خداداد (و احتمالا لقب سعیدالدین) سروده است، علاوه بر گوش و وجود شاعر، عقل و جان نیز به زبان حال سخن می‌گفتند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.