Skip to main content
فهرست مقالات

بقایا زوال قومیتها در عصر جهانی شدن

نویسنده:

ISC (22 صفحه - از 197 تا 218)

کلیدواژه ها :

جهانی شدن ،قومیت ،نوسازی ،دولت ملی ،ابزارگرایی ،ملی گرایی ،چندفرهنگی ،دیرینه گرایی ،همگون سازی

کلید واژه های ماشینی : قومیت، قومی، هویت، سیاسی، اجتماعی، دولت، فرهنگی، ملی، ناسیونالیسم، اقتصادی

مساله بقا، زوال و احیای هویت های قومی و ملی ، همواره از موضوعات توجه برانگیز پژوهشگران عرصه مسائل ملی و قومی بوده است که مباحث مختلف و گاه متضادی را موجب شده است . در این مقاله ، همراه با طرح فشرده مفاهیم و رهیافت های ادبیات این حوزه پژوهشی و نیز بررسی عوامل موثر برآن ، دگرگونی های هویت های قومی در پایان قرن بیستم و آغاز هزاره سوم میلادی ، به سنجش و بحث نهاده شده است . در کنار این کنکاش ، احتمال بقا، زوال و احیای این هویت ها در روزگار جهانی شدن نیز مورد بررسی قرار گرفته است .

خلاصه ماشینی:

"تحولات وپیشرفتهایی که طی قرن گذشته در عرصۀ اندیشه و فن‌آوری حاصل شد،به همراه گسترشنظامهای ارتباطی و روش آزمون و خطا در عرصۀ به کارگیری نظامهای اقتصادی،زمینه را برایطرح و پذیرش این ایده فراهم آورد که سرنوشتی محتوم زندگی همۀ جوامع را رقم خواهد زد؛سرنوشتی که وجه فرهنگی آن،پذیرش ارزشهای مدرن-به‌ویژه ارزشهای آمریکایی و اروپایی-وجه سیاسی آن،مبتنی بر شکل‌گیری دولتهای ملی-به‌ویژه دولتهای لیبرال دمکراتیک-و وجهاقتصادی آن،پذیرش اقتصاد بازار است. 16 )هویتهای قومی و ملی در روزگار جهانی شدن اکنون که در سالهای آغازین هزاره سوم میلادی هستیم،آیا می‌توان انتظار از میان رفتنمنازعاتی قومی باقی‌مانده از گذشته را داشت؟آیا می‌توان بدون خدشه‌دار شدن هویت ملی،تنوع فرهنگی را حفظ کرد؟آیا با جذف هر چه بیشتر انسانها در اقتصاد جهانی و فرهنگ جهانیتوده‌ای و مصرف‌گرا،پیوندها و احساسات قومی از میان خواهند رفت؟ بسیاری معتقدند که جریانهای قومی هویت‌یابی ملی باید راه را برای هویتهای مدنیگسترده‌تر در جوامع لیبرال دمکراتیک بگشایند و جای خود را به آنها بدهند. این اجتماع اکنونبه‌صورت مردمانی با سطح تحصیلات و انتظارات اقتصادی و سیاسی بالاتر درآمده و امروزه بهشکل قابله ملاحظه‌ای سکولار شده است و دولت را ابزاری برای پیشرفت جمعی خود می‌داند. کسلز و همکارانش معتقدند(1)- Real Communality (2)- Ethnic Explosion که مدل چند فرهنگی استرالیایی که تعادلی پیچیده و مبهم میان جدایی‌طلبی گروههای مختلفو همبستگی جامعه ایجاد کرده است،شیوه‌ای نسبتا موفق و صلح‌آمیز برای مدیریت این تضاداست. در اوایلتوسعۀ صنعتی سرمایه‌دارانه(مانند بریتانیای قرن نوزدهم)اعتقاد بر این بود که دولت باید ازمداخله در اقتصاد اجتناب ورزد و از قدرت خود تنها برای حل‌وفصل و تنظیم تعارضهایاجتماعی و در اختیار داشتن نیروی نظامی و سیاست خارجی استفاده کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.