Skip to main content
فهرست مقالات

برهانی و قصیده او

نویسنده:

ISC (12 صفحه - از 7 تا 18)

کلید واژه های ماشینی : قصیده، برهانی، معزی، اشعار، برهانی و قصیده، دیوان معزی، ملکشاه، قصیدهء، مقدمه دیوان معزی، سنائی

خلاصه ماشینی:

"گویندهء قصیدهء منسوب بمنوچهری و حسن متکلم در دیوان منوچهری(قرن پنجم)قصیده‌ای بمطلع ذیل: سلام علی دار ام الکواعب‌ بتان سیه‌چشم عنبر ذوائب درجست که هدایت در مجمع الفصحاء آنرا بحسن متکلم(قرن هشتم)نسبت‌ داده و همین خود موجب اختلاف محققان معاصر گردیده است-در مقاله‌ای که‌ نگارنده بعنوان«بحث دربارهء یکقصیده و گویندهء آن»در مجلهء مهر انتشار دارد17بطلان این هردو19را باثبات رسانید20،اینک برای جستجوی‌ بیشتر در کشف گوینده آنقصیده بشرح ذیل می‌پردازد: تنها مفتاحی ازینقصیده که ما را بزمان گویندهء آن هدایت میکند و مورد غفلت واقع شده،بیت ذیل است: (17)مجله مهر سال هفتم شماره 7-8 مقاله«بحث درباره یکقصیده» (18)دیوان معزی ص 630-632 (19)بعلاوه رد انتساب آن باحمد بن منوچهر شست کله(سده ششم) (10)در مقاله مزبور نگارنده پس از رد انتساب قصیده‌ بمنوچهری و حسن متکلم و احمد بن منوچهر بدلایلی حدس زده بود که ممکن است‌ آن از معزی باشد بعدا استاد ارجمند آقای اقبال ویرا متوجه بدر او برهانی ساخت کمال دول بو رضا کافرینش‌ بود در خطب زین الفاظ خاطب که پیداست مراد همان کمال الدولهء مذکور است با تتبع دواوین گویندگان قرن پنجم،نیک آشکار است که دو تن از مشاهیر شاعران آندوره هردو مداح کمال الدولهء مزبور بوده‌اند:نخست امیر الشعرا عبد الملک برهانی دوم امیر الشعراء محمد معزی پسر او برهانی و سنائی درینصورت اشکالی جدید پیش می‌آید و آن اینکه‌ قصیدهء مورد بحث متعلق بکدامیک ازیندو می‌باشد؟ متاسفانه از برهانی و اشعار او صاحبان تذکره‌ها یادی نکرده‌اند فقط محمد بن بدر جاجرمی در(مونس الاحرار)خود تشبیب ذیل را از یکی از قصاید او نقل کرده‌21: هر آن روزی که باشم در خرابات‌ همی نازم چو موسی در مناجات‌ هرآن روزی که در مستی گذارم‌ مبارک باشدم ایام و ساعات‌ مرا بی‌خویشتن بهتر که باشم‌ نه قرآنی نمایم من نه طاعات‌ چو از بند خرد آزاد گردم‌ بر آسایم ز تهدید عبادات‌ مرا موسی بفرماید بتوراة چو کردم حق فرعونی مراعات‌ مرا گوئی لباست تو تاکسی؟ خرابانی چه داند جز لباسات‌ گهی اندر سجودم پیش معشوق‌ گهی پیش مغنی در تحیات‌ گهی گویم که ایسافی قدح خذ گهی گویم که ای مطرب غزل هات‌ من و باده کشیدن تا ز مستی‌ کشم نعره ز حجره در سماوات‌ پدر بر خم خمره وقف کردست‌ سبیلم کرده مادر بر خرابات‌ یکی آزاد مردم لاابالی‌ کنم در وصف قلاشان مباهات (31)مقدمهء دیوان معزی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.