Skip to main content
فهرست مقالات

درباره چند لغت یونانی دخیل در زبان فارسی (2)

نویسنده:

ISC (13 صفحه - از 100 تا 112)

خلاصه ماشینی:

"از یونانی: (3) dracmh¨ (drakhmeΨ( : دراخما، واحد وزن؛ سکه؛ لفظا: هر قدر از چیزی _______________________________ 2 ) از هندواروپایی: *gerebh- : خراشیدن، پنجه کشیدن، خط‌خطی کردن )Pok. 392) این ریشه در واژه‌های زیر دیده می‌شود: آلمانی::kerben شکافتن، کندن؛ انگلیسی: :carve حک کردن، تراشیدن، :crab خرچنگ، :crawl خزیدن. 341) به عقیده برخی از محققان، این واژه از طریق زبان فارسی میانه وارد زبان عربی شده است ( نک. 13) معرب از همان لغت یونانی و از عربی دخیل در فارسی است. برخی از محققان واژه‌های فارسی میانه: spihr و spahr (= سپهر، آسمان) را از ایرانی باستان:- *spiqra (8) (سنسکریت: s¨vitra : متمایل به سفید، سفید) به معنی «درخشنده، _______________________________ 6 ) از هندواروپایی: *iھuÎs-: *iھoÎ[u]s- : کمربند بستن )Pok. 513) این ریشه در واژه‌های زیر دیده می‌شود: اوستایی: 1yaÎh- : کمربند بستن؛ 2yaÎh- : کمربند 1( - (AiW. 1. 785( leoÎ ، در فرانسوی: lion ؛ از لاتینی دخیل در آلمانی: Löwe ؛ و انگلیسی:lion ؛- leo ؛ در :leopardپلنگ (= شیر خالدار)، :Leonard قوی مثل شیر؛ :Leonid شهاب اسد (Shipley 218)برخی دیگر از محققان واژه مورد بحث را از ریشه هندواروپایی: - :*leuھƏ غریدن، گرفته‌اند و بدین ترتیب ،le¨wn را غرنده معنی کرده‌اند. (Pok. 790) این ریشه در واژه‌های زیر دیده می‌شود: اوستایی: )AiW 842) 2pad- ؛ فارسی نو: پا(ی)، پیاده؛ انگلیسی: :millepede هزارپا؛ :pedal پدال، رکاب؛ :peon قاصد؛ سرباز پیاده؛ :pioneer پیشقدم؛ :octopus اختاپوس (= هشت پا)؛ :foot پا. (Pok. 604)این ریشه در واژه‌های زیر دیده می‌شود: لاتینی: :claÎvis کلید؛:claÎvus ناخن، میخ )Lat. Ety."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.