Skip to main content
فهرست مقالات

کنایه، نقاشی زبان

نویسنده:

ISC (15 صفحه - از 55 تا 69)

کلید واژه های ماشینی : کنایه، شعر، زبان، معنی، تصویر، زیبا، نقاشی زبانی، ذهن، کلام، کنایه نقاشی زبانی

خلاصه ماشینی: "مثلا اگر بگوییم: «گدایی مکن»، این سخن تنها مفهومی را ابلاغ می‌کند و فاقد هرگونه زیبایی است؛ اما وقتی خاقانی می‌گوید: «دست کفچه مکن به پیش فلک»، «دست کفچه کردن» صورت تصویری «گدایی» است و دستی را در نظر مجسم می‌سازد که چون کفچه دراز شده است. در کنایه، معنی نزدیک (ملازم) حتما باید به ذهن برسد و الا تعبیر ارزش کنایی ندارد ؛ مثلا جمله «دست از سرم بردار»، یعنی مزاحم من نشو، مرا به حال خود بگذار، یک بعدی است و در آن، هر چند جواز اراده معنی نزدیک نیز هست، این معنی به ذهن نمی‌رسد. سختی بازو را می‌بینیم و حکم بر نیروی او می‌کنیم: سعدی چو سروری نتوان کرد لازم است از سخـت بازوان به ضـرورت فـروتنـی فروغ، به جای آن که از خود بپرسد: «آیا هنوز زنده خواهم ماند؟»، می‌سراید: آیا دوباره گیسوانم را شانه خواهم زد؟ آیا دوباره باغچه‌ها را بنفشه خواهم کاشت و شمعدان‌ها را در آسمان پشت پنجره خواهم گذاشت؟ حافظ به وصال رسیدن را، که امری کلی است، با دست در حلقه زلف دو تا کردن، که ملازم وصال است و جزئی، نشان می‌دهد: دست در حلقه آن زلف دو تا نتوان کرد تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد در غزلی دیگر، وصال را، که امری کلی است، با دست در گردن آوردن به خوبی محسوس می‌سازد: محراب ابرویت بنما تا سحرگهی دست دعا بر آرم و در گردن آرمت 6. فروغ در این شعر: همه می‌ترسند اما من و تو به چراغ و آب و آینه پیوستیم و نترسیدیم سخن از پیوند سست دو نام و هماغوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست سخن از گیسوی خوشبخت من است با شقایق‌های سوخته بوسه تو شاعر، به جای جمله تکراری و فرسوده «ازدواج کردیم»، به یاری ترفند کنایه، کلامی شگفت و نا آشنا آفریده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.