Skip to main content
فهرست مقالات

اسباب و صور ابهام در غزل های مولوی

نویسنده:

ISC (34 صفحه - از 81 تا 114)

کلید واژه های ماشینی : غزل، مولوی، شعر، شمس، معنی، ابهام، عشق، غزل‌های مولوی، زبان، عاطفه، گوینده، حق، شیر، شاعر، خواننده، مخاطب، سخن، روحی، معشوق، فنا، رمز، عرفانی، خاموش، اندیشه، عاشق، تجربه‌های، انسان، صور ابهام در غزل، هیجانات عاطفی، هستی

خلاصه ماشینی: "وحدت انسان، در عین دوگانگی هستی، و وحدت جهان و جان جهان، درعین دوگانگی، که امکان نفی و اثبات غیرمنطقی یک چیز را فراهم می‌آورد، به سبب اختلاف جهت در نسبت است که معنی پیدا می‌کند: نفی یک چیزی و اثباتش رواست چون جهت شد مختلف نسبت دوتاست ما رمیت اذرمیت از نسبت است نفی و اثباتست و هر دو مثبت است (دفتر سوم، ابیات 3658 و 3659) این تناقض‌های منطقی، که در جهان‌بینی عرفانی مولوی قابل حل است، وقتی در عواطف مولوی، مثل قند محلول در آب، حضوری غایب پیدا می‌کند، سبب ابهام‌های گوناگونی در غزل‌های وی می‌گردد که گونه‌ای از آن ابهام را در «من» یا گوینده غزل نشان _______________________________ 18 ) این حدیث از امیرالمؤمنین علیه‌السلام روایت شده است: ان الله‌ رکب فی الملائکة عقلا بلا شهرة و رکب فی بنی آدم کلیهما فمن غلب عقله شهوته فهو خیر من الملائکة و من غلب شهوته عقله فهو شر من البهائم این حدیث را غزالی، یا تفاوت در تعبیر و بی‌آن‌که به کسی نسبت دهد، در احیاء علوم‌الدین (ج1، ص169) آورده و در کلام خود مندرج ساخته است (á احادیث مثنوی، بدیع‌الزمان فروزانفر، چاپ دانشگاه، ص119) مولوی در مثنوی، با توجه به همین حدیث، گفته است: در حدیث آمد که یزدان مجید خلق عالم را سه گونه آفرید یک گره را جمله عقل و علم و جود آن فرشته است و نداند جز سجود نیست اندر عنصرش حرص و هوا نور مطلق زنده از عشق خدا یک گروه دیگر از دانش تهی همچو حیوان از علف در فربهی..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.