Skip to main content
فهرست مقالات

درباره ترجمه دیوان لغات الترک (2)

نویسنده:

ISC (26 صفحه - از 118 تا 143)

کلید واژه های ماشینی : ترجمه دیوان لغات الترک، ترکی، عکسی، فارسی، عربی، مدخل، Clauson، نقد ترجمه دیوان لغات الترک، اسب، متن عربی دیوان لغات الترک، تاج، معنی، واژه، پوست، کلاوسون، زبان فارسی، زن، شیر، مرد، ضبط، دیوان ـ، نسخه عکسی، نسخه عکسی و مترجم ترکی، ضبط نسخه عکسی و مترجم، زبان عربی، دیوان لغات الترک مدخل، آب، اقرب‌الموارد، مترجم ترکی، دیوان لغات الترک به همت

خلاصه ماشینی: "بنابر این، ترجمه عبارت عربی چنین خواهد بود: «آن آمیزه‌ای است از ماست و شیر تازه که نوشیده می‌شود و این داروی مسهلی است برای کسی که شکمش، بر اثر خوردن شیر ترشیده و فاسد، امتلا یافته (یا بسته شده) باشد. در متن عربی دیوان لغات الترک، مدخل اجزنانگ (ucÏuznang) است نه اجز: اجزنانک، الشی‌ء الرخیص (ارزان) و یقال للذلیل المهان اجز و منه یقال بک آنی اجز لادی ای اهانه الأمیر (دیوان ــ عکسی، ص39) که ترجمه آن چنین است: «اجزنانک [ یعنی] چیز ارزان، به ذلیل اهانت شده نیز اجز گفته می‌شود. » در ترجمه وسنان (دیوان ــ عکسی، ص62) واژه ترکی اسرق و واژه عربی «وسنان»، هر دو، به معنای خفته است (Clauson. (دیوان ــ عکسی، ص60) «یتلفت» از ماده «لفت» به معنای توجه کردن و نظر کردن است (اقرب الموارد) و «اعجمی» به معنای «غریبه و بیگانه»، لذا باید ترجمه می‌شد: به مردی گفته می‌شود که به چپ و راست می‌نگرد، چنان‌که گویی غریبه است. (دیوان ــ عکسی، ص185) با توجه به این‌که قجش از ماده «قاچ» (qacÏ به معنی دویدن و فرار کردن) است، باید ترجمه می‌شد: «گریز و ستیز میان قوم، و در مثل است... نیز، در مورد ترجمه مثل ترکی، «بلندی‌های کوه که آفتاب به آن‌جا رسد» در ترجمه «مقنوة الجبال» (دیوان ــ عکسی، ص164) نادرست و درست آن «نرسد» است؛ زیرا «مقنوة» آن‌جا که آفتاب بر آن نیفتد (تاج الاسامی، ص571 حاشیه) معنی شده است. (دیوان ــ عکسی، ص181) ترجمه عبارت عربی چنین است: «کذج به ذال نیز [ مدخل اصلی در متن کزج به زاء است و این شرح به دنبال آن آمده است] به معنای کوزه است در زبان ارغو."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.