Skip to main content
فهرست مقالات

اصطلاحات خویشاوندی در زبان فارسی، ابهام در معنا و کابرد واژه ها

نویسنده:

ISC (18 صفحه - از 113 تا 130)

کلید واژه های ماشینی : اصطلاحات خویشاوندی در زبان فارسی، خانواده، واژه، زبان فارسی، خانوار، همسر، اصطلاحات، نسبی، طبقه، اقوام

خلاصه ماشینی:

"نظر خواهی از بعضی زبان شناسان و ادیبان زبان فارسی نگارنده از سیزده تن زبان شناس و ادیب زبان فارسی که در کنگره بزرگ‌داشت شاهنامه فردوسی، در سال 1369، در شهر کلن آلمان فدرال، گرد هم آمده بودند (8) ، دو سؤال به شرح زیر مطرح کرد: 1) آیا در زبان فارسی واژه‌ای وجود دارد که همه پیوندهای نسبی و سببی را از نزدیک‌ترین تا دورترین حلقه‌ها شامل شود؟ 2) اگر چنین است، آیا آن واژه فرزند، همسر، خواهر و برادر را هم شامل می‌شود (9) پاسخ سه نفر (پوروالی، انوری، ابتهاج) منفی بود. 9 ) سؤال دوم به این دلیل مطرح شد که، در کتب و مقالات تحقیقی این رشته، دو طبقه عمده زیر معرفی شده بودند: 1) خانواده (در بر گیرنده نزدیک‌ترین افراد) و 2) اصطلاحات دیگری با معانی تقریبا مترادف، چون فامیل، خاندان، دودمان، خویشان، قوم و خویش، خویشاوندان، بستگان، اقربا، منسوبین، نزدیکان و آشنایان، که گرایش به دربرگرفتن حلقه‌های دورتر داشتند. از ده نفری که عقیده به وجود چنین واژه‌ای در زبان فارسی داشتند، یارشاطر و ترابی دو واژه کاملا متفاوت با واژه‌هایی که دیگران اظهار داشته بودند یاد کردند: یارشاطر واژه‌های دودمان و خاندان را، در پاسخ سؤال اول، ذکر کرد و افزود که دودمان کلی است و خانواده را هم در بر می‌ثگیرد: افراد دودمان کسانی هستند که در جایی زندگی می‌کنند که از آن دودی بر می‌خیزد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.