Skip to main content
فهرست مقالات

امثال ورنوسفادرانی

نویسنده:

ISC (3 صفحه - از 29 تا 31)

کلید واژه های ماشینی : لهجه اصفهانی و فارسی معیار، ورنوسفادران، گویش، اصفهانی، امثال ورنوسفادرانی، گویش ورنوسفادرانی، شهر، گویش ورنوسفادرانی تفاوت، گویش ورنوسفادرانی و فارسی معیار، ورنوسفادران از شهر اصفهان

شهرستان خمینی شهر (سده سابق) در 12 کیلومتری شمال غربی اصفهان واقع و از سه ناحیه متصل به هم، به نام های ورنوسفادران، فروشان و خوزان، تشکیل شده است. این شهرستان از شمال به کوه سیدمحمد، از جنوب به زاینده رود و فلاورجان، از مشرق به برخوار و از مغرب به نجف آباد محدود می شود. ارتفاع آن از سطح دریا 1602 متر است. درباره وجه تسمیه سده، در بین اقوال مختلف، آنچه صحیح تر به نظر می رسد اطلاق آن بر سه ده (ورنوسفادران، فروشان و خوزان) است که اکنون به محله هایی از شهر بدل شده اند. در هر یک از این سه محله، گویشی جداگانه رواج دارد که از بین آنها خوزانی و فروشانی به لهجه اصفهانی و فارسی معیار نزدیک تر است؛ اما گویش ورنوسفادرانی تفاوت های زیادی با لهجه اصفهانی و فارسی معیار دارد. شاید از این رو که ورنوسفادران از شهر اصفهان دورتر است. به همین ملاحظه، گویش اخیر را برای این پژوهش برگزیده ایم. گویش ورنوسفادرانی تا چند دهه پیش رواج زیادی داشت، اما امروزه از شمار گویشوران آن بسیار کاسته شده است. حتی بسیاری از مردم این ناحیه از تکلم بدان اکراه دارند و غالبا آشنایی خود را با این گویش کتمان می کنند. بیشتر افراد سالخورده و گاه میان سال اند که بدان سخن می گویند. اینان نیز، هر چند بی سواد باشند، در بسیاری از موارد، در محاورات خود زبان فارسی را به کار می برند...

خلاصه ماشینی: "در هر یک از این سه محله، گویشی جداگانه رواج دارد که از بین آنها خوزانی و فروشانی به لهجه اصفهانی و فارسی معیار نزدیک‌تر است؛ اما گویش ورنوسفادرانی تفاوت‌های زیادی با لهجه اصفهانی و فارسی معیار دارد. گویش ورنوسفادرانی تا چند دهه پیش رواج زیادی داشت، اما امروزه از شمار گویشوران آن بسیار کاسته شده است. آنچه در زیر می‌آید آوانویس، ترجمه و توضیح چند مثل معروف ورنوسفادرانی است:zuri ko be naÎd aÎriye be paÎd baÎre. (کار از خودم ساخته است و، اگر دیگری آن را انجام دهد، باز خودم باید آن را از سر بگیرم. (این مثل در موردی به کار می‌رود که انسان نمی‌تواند بهره‌ای را که می‌خواهد از شخصی یا چیزی ببرد، چون آن شخص یا چیز به صورت مطلوب نیست. (در وصف کسی که توانایی کاری مفید ندارد. (در بیان این معنی که هر کس به فکر نفع خویش است، چنان که چینی‌بند به شکسته شدن چینی دل‌خوش است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.