Skip to main content
فهرست مقالات

باز هم درباره فرهنگ فارسی عامیانه

نویسنده: ؛

بهار 1380 - شماره 17 (30 صفحه - از 96 تا 125)

کلید واژه های ماشینی : فرهنگ فارسی عامیانه ،عامیانه ،فارسی عامیانه ،فرهنگ فارسی ،مؤلف ،زبان عامیانه ،فرانسه ،تلفظ ،تهرانی ،زبان فارسی ،فرهنگ عامیانه ،فارسی تهرانی ،مآخذ ،زدن ،ذکر چند ،واژه‌ها و ترکیب‌های ،امثال فارسی ،رایج ،ذکر کرده‌اند ،محتویات فرهنگ ،انگلیسی و فرانسه ،عامیانه تهرانی ،عامیانه فارسی ،ذیل ،ذکر می‌کنم ،مؤلف محترم ،تألیف فرهنگ ،مآخذ مهم فرهنگ ،غیر عامیانه ،فرهنگ‌نویس‌های دو

چنین به نظر می رسد که، برای روشن شدن اذهان برخی از خوانندگان این نقد، ذکر چند نکته اساسی سودمند باشد. یکی آن که فرهنگ فقط ابزاری است کمکی برای فهم مطالب متون و ترجمه نوشته ها و نباید تصور شود که می توان با آن زبان دان و مترجم شد. از این رو، وارد بودن بعضی از اشکال های مندرج در نقد حاضر درباره عدم دقت و کفایت تعریف یا تسمیه مفاهیم در محل تامل است. من باب مثال، اگر کسی بخواهد برای لغات دیوان حافظ فرهنگی تنظیم و تدوین کند، نباید انتظار داشت مثلا در تعریف «سنبل» یا «سمن» یا «بلبل» همان توصیف را بیاورد که در فرهنگ های تخصصی گیاه شناسی و جانورشناسی آمده است. حتی نوع تعریف به اقتضای مقام فرق می کند. از جمله، در فرهنگ فرضی لغات دیوان حافظ، کافی است «سنبل» را «نام گلی نماد زلف مجعد» تعریف کنیم یا «سمن» را «نام گلی نماد روی سفید یا «بلبل» را «مرغی خوش الحان نماد عاشق زار». دراین مقام، تذکر این معنی خالی از فایده نیست که تعریف های مشروح و تخصصی فرهنگ معین، به خصوص در مورد گیاهان، مندرجات این فرهنگ را، از این حیث، از هماهنگی و اعتدال و یکدستی انداخته است، چون تعریف ها در همه حوزه ها به آن درجه تخصصی نیست یا اصلا تخصصی نیست. ضمنا به این نکته نیز باید توجه داشت که، درباره هر مدخل، معلوماتی از طریق شواهد منتقل می شود و سهم شاهد را در نشان دادن موارد کاربرد لغت نباید دست کم گرفت. در حقیقت، شاهد جای خالی بعضی از اطلاعات لازم را که در تعریف اجمالی درج نشده پر و رفع نقص و ابهام می کند...

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.