Skip to main content
فهرست مقالات

نگاهی به «من بادم و تو آتش»

نویسنده:

ISC (4 صفحه - از 159 تا 162)

کلید واژه های ماشینی : مولانا، آنه ماری شیمل تحقیق، بادم، ابیات مثنوی و دیوان شمس، آتش، تفسیر ابیات مثنوی و دیوان، قونیه، نام آنه ماری شیمل، ماری شیمل تحقیق در اسلام، مثنوی، شمس و رمزگشایی اشارات مولانا، دیوان شمس و رمزگشایی اشارات، نشر ترجمه اثر دلنشین، دیوان شمس با مثنوی سخن، تازه‌ای، اثر، ترجمه آثارش به زبان فارسی، خاطرات خانم شیمل از قونیه، دسته‌بندی صور خیال، زندگی مولانا، قرآن، شیمل از ابیات، سروده‌های، زمین، مولانا آشنا، تفسیر خاص شیمل، اشارات مولانا یاری، عرفان دوستان ایرانی در سال، طبیعت قونیه و کوچه، دیوان شمس و مثنوی

عرفان دوستان ایرانی در سال های اخیر بارها نام آنه ماری شیمل را شنیده اند. او، به دلیل ترجمه آثارش به زبان فارسی و سفرهایی که به کشور ما داشته و علاقه ای که در موضع گیری های خود نسبت به ایران نشان داده، در محافل علمی و سیاسی جلب توجه کرده است. از این رو، بی گمان بسیاری از خوانندگان این سطور با زندگی نامه وی آشنا هستند. با این حال، نشر ترجمه اثر دلنشین او با عنوان من بادم و تو آتش برای معرفی بیشتر او فرصت تازه ای پدید آورده است. آنه ماری شیمل تحقیق در اسلام را از نوجوانی آغاز کرد و در 19 سالگی به دریافت درجه دکتری در مطالعات اسلامی از دانشگاه برلین نایل شد. شیمل، که سال ها در مجاورت مزار مولانا به سر برده، همواره با لذتی همراه با حسرت از آن ایام خوش یاد می کند و، در این یادکرد، قلم او بیشتر ترجمان دل اوست. من بادم و تو آتش نیز، با همین کیفیت، آمیزه ای است از سفرنامه و خاطرات و یادداشت های تحقیقی که به بیانی شاعرانه و دلنشین به هم پیوند خورده است و خواننده را، بی آن که درگیر بحث های تحقیقی پرارجاع سازد، با دیدگاه های نویسنده درباره مولانا آشنا می گرداند. فصل اول کتاب سراسر گزارش خاطرات خانم شیمل از قونیه دهه 1950 است. وی، چنان در آرزوی زیستن در فضای عصر مولاناست که به ساختار قدیم شهر قونیه دل بسته و از ساخت و سازهای جدید شهری ناخرسند است؛ گویی طبیعت قونیه و کوچه و بازار آن، با همان صورت اصیل، به او در تفسیر ابیات مثنوی و دیوان شمس و رمزگشایی اشارات مولانا یاری می رساند. در حقیقت، نکات تازه در این اثر بیشتر مربوط به تفسیر خاص شیمل از ابیات و شرح و توصیف و نیز دسته بندی صور خیال مولاناست. نباید از نظر دور داشت که، بر اساس مآخذ موجود، چندان مطلب تازه ای نمی توان درباره زندگی مولانا یافت یا ابهامی از نقاط در سایه مانده آن زدود. با این همه، ارزش کار پژوهشگران نگاه از دریچه های متعدد به احوال مولاناست...

خلاصه ماشینی: "آنه ماری شیمل، من بادم و تو آتش (درباره زندگی و آثار مولانا)، ترجمه فریدون بدره‌ای، انتشارات توس، تهران 1377، 222 صفحه. وی، چنان در آرزوی زیستن در فضای عصر مولاناست که به ساختار قدیم شهر قونیه دل بسته و از ساخت و سازهای جدید شهری ناخرسند است؛ گویی طبیعت قونیه و کوچه و بازار آن، با همان صورت اصیل، به او در تفسیر ابیات مثنوی و دیوان شمس و رمزگشایی اشارات مولانا یاری می‌رساند. در حقیقت، نکات تازه در این اثر بیشتر مربوط به تفسیر خاص شیمل از ابیات و شرح و توصیف و نیز دسته‌بندی صور خیال مولاناست. شیمل، در این فصل، به بررسی اوزان عروضی مورد علاقه مولانا و ردیف‌های شعری او و هم‌چنین صور خیال در سروده‌های او پرداخته و برای یافتن تقدم و تأخر غزلیات او آنها را دسته‌بندی کرده و از تکیه‌کلام‌ها و جایگاه شمس تبریزی و صلاح‌الدین زرکوب و حسام‌الدین چلپی در سروده‌های وی و مقایسه دیوان شمس با مثنوی سخن گفته است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.