Skip to main content
فهرست مقالات

سوانح روزگار و زندگی جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی

نویسنده:

ISC (13 صفحه - از 85 تا 97)

کلید واژه های ماشینی : دیوان جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق، جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، اصفهان، مال، جمال، شاعر، زندگی جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی، دیوان، جمال‌الدین عبدالرزاق، روزگار و زندگی جمال‌الدین عبدالرزاق

قرن ششم هجری عصر درخشان علمی و ادبی و هنری ایران زمین و به وجود بزرگانی چون خیام، سنائی، جمال الدین عبدالرزاق، خاقانی، نظامی، نجم الدین کبری و بسیاری دیگر از اندیشه مندان و گویندگان آراسته است. در این عصر، تنی چند از سلاطین و وزرا و دولتمردان حامی علم و ادب بوده اند. در در همین اوان بود که در بلخ، نیشابور، هرات و اصفهان مدارس نظامیه تاسیس شد و شاهکارهای هنری و معماری به جای مانده از این دوران نیز نظرگیر است. مع الوصف، این قرن، از نظر اجتماعی و سیاسی، یکی از قرون تاریک و پر آشوب تاریخ سرزمین ماست. امرا و سلاطین عموما فاسد، بی رحم، شرابخواره، عیاش، بی حفاظ، سفاک، و متعدی به جان و مال مردم بوده اند. دارالملک اصفهان یکی از مراکز آشوب و فتنه بوده است. این احوال هم در متون تاریخی معتبر و هم در جای جای اشعار شاعران بازتاب یافته است. دواوین شاعران، به دلیل توجه آنان به مسائل فرهنگی و اجتماعی، از این حیث حایز اهمیت است. یکی از این آثار، دیوان جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی است که از اشارات تاریخی و اجتماعی سرشار و روشنگر اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران به خصوص اصفهان، زادگاه شاعر، در آن روزگار است. آنچه از ناامنی و کشت و کشتار و نهب و غارت و منازعات فرقه های مذهبی و ویرانگری و قحط و خشکسالی در اشعار این شاعر انعکاس یافته نمونه هایی است جان آشوب از اوضاع پریشان و نابسامان آن ایام. در این مقاله، بر آنم که، با ذکر اشارات شاعر، به بررسی سوانح روزگار و زندگی او بپردازم ...

خلاصه ماشینی: "در قصیده مفصلی که، به تصریح مصحح دیوان، تنها ابیاتی از آن باقی مانده، به دنبال وصف اصفهان و یاد روزگار آبادی و عظمت و اشاره به تختگاه(5) بودن آن، از زیر و زبر _______________________________ اختیار ردیف «آتش و آب» متأثر است از مسعود سعد سلمان، که سه قصیده با این ردیف در دیوان او وجود دارد به مطلعهای زیر: نشسته‌ام ز قدم تا سر اندر آتش و آب توان نشستن ساکن چنین در آتش و آب (دیوان، ص23) ببرد خنجر خسرو قرار از آتش و آب اگرچه دارد رنگ و نگار از آتش و آب (دیوان، ص25) ز خاک و باد که هستند یار آتش و آب قوی‌تر آمد بسیار کار آتش و آب (دیوان، ص30) 4 ) جمال‌الدین:ای نام تو دستگیر آدم وی خلق تو پایمرد عالم (دیوان، ص3) سعدی:از روی تو آفتاب عالم انگشت‌نمای آل آدم (کلیات، ص522) جمال‌الدین:در مدح تو هر جماد ناطق در وصف تو هر فصیح اخرس (دیوان، ص8) سعدی:من در همه قولها فصیحم در وصف شمایل تو اخرس (کلیات، ص519) شباهت بسیار نعت پیامبر اکرم در مقدمه لیلی و مجنون نظامی با ترکیب‌بند جمال‌الدین نیز درخور توجه است، ازجمله: جمال‌الدین:ای کرده به زیر پای کونین بگذشته ز حد قاب قوسین طاووس ملائکه بریدت سرخیل مقربان مریدت (دیوان، ص6-7) نظامی:ای بر سر سدره گشته راهت وی منظر عرش پایگاهت از سید بارگاه کونین نسابه شهر قاب قوسین (لیلی و مجنون، ص9) 5 ) به گزارش راوندی، سلطان ملکشاه بن الب‌ارسلان اصفهان را به پایتختی برگزید: «از جهت دارالملک و نشست خویش، از همه ممالک، اصفهان اختیار کرد و آنجا عمارتهای بسیار فرمود در شهر و بیرون شهر از کوشکها و باغها، چون باغ کاران و بیت‌الماء و باغ احمد سیاه و باغ دشت کور و غیر آن؛ و قلعه شهر و قلعه دزکوه او بنا فرمود و خزانه بر آنجا داشتی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.