Skip to main content
فهرست مقالات

عناصر واژگانی فارسی در زبان اردو

نویسنده:

ISC (8 صفحه - از 163 تا 170)

کلید واژه های ماشینی : فارسی، زبان، زبان اردو، هند، عناصر واژگانی فارسی، فارسی در زبان اردو، وند، زبان فارسی، اردو زبانی، اشتقاق

یکی از جنبه های جالب داد و ستد جامعه های زبانی، علاوه بر وام گیری، دخالت زبان میانجی است. رایج ترین فرایندی که در برخورد دو زبان رخ می دهد مبادله عناصر واژگانی میان آنهاست. هنگامی که سخنگویان زبانهای گوناگون، در شرایط فرهنگی، سیاسی و اقتصادی معین، در ارتباط نزدیک قرار می گیرند، باید از وسیله مناسبی برای تفهیم و تفهم استفاده کنند (مدرسی 1386، ص 53-54، 84-85). در چنین مواردی، ممکن است زبان تازه ای نیز بر پایه عناصر زبانهای موجود ساخته می شود که زبان اردو را می توان یکی از مصادیق بارز آن دانست. اردو زبانی آمیخته است و نقش میانجی دارد. به قول محمد حسین آزاد، محقق و زبان شناس هندی، نهال اردو در زمین سنسکریت رویید و در آب وهوای زبان فارسی رشد و نمو کرد (صدیق خان شبلی1370، ص 69). سابقه روابط ایران و شبه قاره به زمانی پیش از آغاز تمدن آریائی در ایران و هند می رسد. در این بررسی، محدوده زمانی مورد نظر متعلق است به دوره اسلامی که در تاریخ روابط ایران و شبه قاره جایگاه ممتازی دارد. نفوذ ایرانیان به سند، رفت و آمد کاروانهای بازرگانی، لشکر کشیها و مهاجرتها از قرن سوم هجری به بعد این روابط را پدید آورده است. ورود غزنویان در اواخر قرن چهارم هجری به سرزمین شبه قاره و اقامت مسلمانان فارسی زبان مهاجر منجر گشت به هم زیستی جوامع فارسی زبان در کنار دیگر جوامع زبانی رایج در آن خطه که به تدریج، با تفوق فارسی زبانان، به خصوص در طبقه حاکم، فارسی را به زبان رسمی حکومت تبدیل کرد و هم در آن حال هندی زبان رایج میان مردم بود. به این ترتیب، زبان فارسی، طی قرون متمادی، در مجاورت زبانهای رایج مناطق شمالی هند قرار گرفت (مجتبائی 1375، ص 541) ...

خلاصه ماشینی:

"اردو زبان میانجی مسلمانان و هندوان شبه‌قاره نیز به شمار می‌آید و حتی در کشورهای چندزبانه هند و پاکستان سخنگویان زبانهای متعدد، برای برقراری ارتباط با یکدیگر، به زبان اردو، که دارای اعتبار علمی و فرهنگی و سیاسی بیشتری است، سخن می‌گویند. این وندها بیشتر از نوع پسوندند و ساختهای اشتقاقی که با آنها پدید می‌آیند به سه گروه فرعی زیر تقسیم می‌شوند: الف) واژه‌های مرکب که جزء اول آنها تکواژ اردو ــ اسم، فعل، صفت ــ است و با افزوده شدن وند فارسی به آنها غالبا مقوله دستوری یا صنفی آنها تغییر می‌کند؛ مانند کانتی‌دار (kaÎnÕtÕãÎ daÎr) خاردار؛ گهردار (ghar daÎr) خانه‌دار (با تبدیل مقوله واژگانی اسم به صفت) پهول‌دان (phuÎl daÎn) گلدان لری‌بند (larÕãÎ band) گردن‌بندی از گل یا مروارید (با تبدیل مقوله صنفی) ب) واژه‌های نوینی که، به الگوی اشتقاق در فارسی، از یک تکواژ فارسی (گاه دخیل از عربی) + وند اشتقاقی فارسی تشکیل می‌شوند اما واژه‌های مرکب حاصل در فارسی به کار نمی‌روند؛ مانند جرمانه (jurmaÎ-na) جریمه مشعلچی (mashal-cÏãÎ) کسی که در آشپزخانه ظروف را تمیز می‌کند. از آن جهت که تقریبا عناصر واژگانی آن به جز واژه «کا» در مفهوم «را» برای ما فارسی‌زبانان آشناست: قومی ترانه پاک سرزمین شاد باد کشور حسین شاد باد تو نشان عزم عالیشان ارض پاکستان مرکز یقین شاد باد پاک سرزمین کا نظام قوت اخوت عوام قوم، ملک، سلطنت پاینده تابنده باد شاد باد منزل مراد پرچم ستاره و هلال رهبر ترقی و کمال ترجمان ماضی شان حال جان استقبال سایه خدای ذو الجلال منابع صدیق‌خان شبلی، محمد (1370)، تأثیر زبان فارسی بر زبان اردو، مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان، اسلام‌آباد؛ مجتبائی، فتح‌الله‌ (1375)، «اردو، زبان»، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج7، مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، ص541-548 ؛ مدرسی، یحیی (1368)، درآمدی بر جامعه‌شناسی زبان، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهران؛ نوشاهی، عارف (1375)، «اردو، ادبیات»، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج7، مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، ص533-541 ؛ نوشاهی، گوهر (1997)، فرهنگ مشترک، مقتدره قومی زبان، اسلام‌آباد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.