Skip to main content
فهرست مقالات

بر بساط غزل خاقانی

نویسنده:

ISC (13 صفحه - از 100 تا 112)

کلید واژه های ماشینی : خاقانی، غزل، بساط غزل خاقانی، غزل خاقانی، بساط قلندر، شاعر، شعر، معنی، شارح، شرح غزل‌های خاقانی

بساط قلندر (برگزیده و شرح غزل های خاقانی)، معصومه معدن کن، انتشارات آیدین، تبریز 1384، 452 صفحه. پس از بزم دیرینه عروس (شرح پانزده قصیده از دیوان خاقانی)، که به سال 1372 روانه بازار کتاب شد، و کتاب سه جلدی نگاهی به دنیای خاقانی، که دایره المعارف گونه ای است در باب موضوعات شعر این سخنور بزرگ و در فاصله سال های 1375-1378 انتشار یافت، اینک شاهد گسترده شدن بساط قلندر هستیم. بساط قلندر نمونه های دلنشینی از غزل خاقانی را با شرحی عالمانه به علاقه مندان شعر کهن فارسی عرضه داشته است. با افزوده شدن کتاب در دست انتشار جام عروس خاوری بر فهرست آثار مولف، ایشان را باید یکی از پرکارترین محققان در عرصه خاقانی شناسی شمرد. بساط قلندر 151 غزل از مجموع 340 غزل مندرج در چاپ شادروان ضیاالدین سجادی را در بر دارد. مولف محترم، در مقدمه و پیش گفتار، طی حدود 60 صفحه، علاوه بر زندگی نامه و معرفی مختصر آثار خاقانی، در باب غزل این سخنور بزرگ قرن ششم، مبحث جامع الاطرافی مطرح کرده اند. به نظر خانم معدن کن، غزل های اصیل خاقانی معمولا کوتاه و بین 7، 8 و 9 بیت است و غزل های شش بیتی نیز در میان آنها کم نیست. (ص 11) خاقانی شاعری شکوه گر است- شکوه گر از یار و دیار و روزگار، به گونه ای که حتی وقتی، به شیوه دیگر شاعران و عاشقان، به توصیف یار یا گله از او می پردازد، ناخودآگاه به نقد زمانه و مردم زمانه رجوع می کند و همه ستمگری ها و غداری های روزگار را در سیمای یار آشکار می بیند...

خلاصه ماشینی:

"ضبط اصیل مصرع دوم بیت این است: خواهم کز دود دل پرده کنم روز را خاقانی تعبیر دود دل را در جای دیگر هم به کار برده است: چرخ که دود دلم پلنگ‌تنش کرد خواب به بختم پلنگ‌وار بر افکند (دیوان، ص764) دود دل خاقانی، یعنی آه او، معمولا آسمان را می‌پوشاند: صبحدم چون کله بندد آه دودآسای من چون شفق در خون نشیند چشم شب‌پیمای من (دیوان، ص320) از بس که دود آه حجاب ستاره شد بر هفت‌بام بست گذرها چو ششدرش (دیوان، ص218) در بیت بعدی غزل موضوع شرح نیز از آه درون‌سوز سخن به میان آمده، که همین احتمال را تقویت می‌کند: لیک ز بیم رقیب وز پی نفی گمان راه برون بسته‌ام آه درون‌سوز را جالب اینجاست که خانم معدن‌کن، برای روشن‌تر شدن معنای بیت، توضیحی افزوده‌اند که نشان می‌دهد همین مفهوم در ذهن ایشان نیز به نحوی وجود داشته است، به این شرح: «شاعر می‌خواهد با آه‌های تیره و تار خود روز روشن را هم تبدیل به شب سیاه کند... سعدی می‌گوید: هنر بیار و زبان‌آوری مکن سعدی چه حاجت است که گوید شکر که شیرینم این رباعی نزهة المجالس هم همین معنا را به ذهن متبادر می‌کند: ناچیده گلی زان دو رخ نسرینی دامن ز وصال ما چرا می‌چینی تو خود شکری ز فرق سر تا به قدم از بهر چه می‌کنی شکرشیرینی (نزهة المجالس، ص254) ص280ذیل در خوشاب را لبت سخت خوش آب می‌دهد نرگس مست را خطت خوب سراب می‌دهد شارح محترم، طی حدود یک صفحه، از جمله با بیان مطالبی در پیدایش سراب در طبیعت، سراب دادن را، که تعبیر غریبی است، «فریب دادن» معنی کرده و نوشته است: «..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.