Skip to main content
فهرست مقالات

نام کهن سیر دریا

نویسنده:

مترجم:

ISC (11 صفحه - از 129 تا 139)

کلید واژه های ماشینی : سیردریا ،اوستا ،نام سیردریا در آثار نویسندگان ،سغدی ،تاریخ وصاف ،ایرانی باستان ،شاهان ،اردو ،بندهش ،آمو‌دریا ،رود نام ایرانی باستان ،آمو‌دریا و سیردریا ،زردشتی ،Yaksart ،بندهش ترجمه فارسی میانه ،نام کهن سیر دریا ،جاری ،واژه ،رود بزرگ آسیای مرکزی ،ریشه‌شناسی ،نام کهن سیردریا ،مطابقت ،هندی باستان ،نام رود ایرانی باستان ،اصل ،فارسی میانه ،رود خشرت ،اثر ،متن ،رود نام

در منابع بعد از قرن شانزدهم میلادی به آمودریا و سیردریا، نام های کنونی دو رود بزرگ آسیای مرکزی، اشاره شده است. جز نخست آمودریا، Āmu، حاصل تحول Āmul، Āmuya (بعدها چارجوی و اکنون ترکمن آباد) است که شهری بوده است در ساحل جنوبی این رود بر سر راه بازرگانی خراسان به آسیای مرکزی در قرون میانه. در ترکیب سیردریا، جز sīr پیچیده تر است. به طوری که کلیا شتورنی اشاره کرده، جز sīr نخستین بار در نام منطقه ای در مسیر سفلای سیردریا دیده شده است. شرف الدین عبدالله ملقب به وصاف الحضره (663-734) در اثر خود، تاریخ وصاف، به این نام اشاره کرده است. وصاف، در حدود 706 ه، در باره جنگ داخلی اخلاف چنگیزیان جوچی در سمیرچ، اطراف جند، چنین نقل می کند: شاهانی از دودمان چغتای و اوگده بر شاه پسر قیدو و بر توکتای پسر اردو تاختند. شاهان به غارت ایل فرمان دادند. آنان اردوی زرین را، که سیر اردو خوانند، بسوختند و سرزمین طراز و ینغی را بر باد دادند. یوستی و بارتولد sīr را در زبان ترکی با silis، نام سیردریا در آثار نویسندگان متقدم، مقایسه کرده اند که نخستین بار در تاریخ طبیعی، اثر پلینی، به آن اشاره شده است: «رود یاکسارت (یکسرت) Yaxarte را، که سکاها سیلیس خوانند، اسکندر و سپاه او در برابر تانائیس (Tanais) به کار بردند» (NH.VI, §49). به نظر کلیاشتورنی، sїr با śirä در ختنی- سکایی یا [šir] šyr »خوب، نیکو» در سغدی )اوستا- srīra، هندی باستان śrīlá-، (śrīrá- مطابقت دارد- فرضیه ای که تنها بر پایه شباهت آوایی استوار است...

خلاصه ماشینی:

"بسنجید با تحریر تاریخ وصاف (به کوشش عبدالمحمد آیتی، یوستی و بارتولد sãÎr را در زبان ترکی با silis ، نام سیردریا در آثار نویسندگان متقدم، مقایسه کرده‌اند که نخستین بار در تاریخ طبیعی، اثر پلینی، به آن اشاره شده است: «رود یاکسارت (یکسرت) Yaxarte را، که سکاها سیلیس خوانند، اسکندر و سپاه او در برابر تانائیس (Tanais)به کار بردند» VI, ½ 49) (3)(NH. مارکوارت جزء دوم این نام، art ، را از ایرانی باستان *arta- ، *r°ta- (اوستایی asÏa ) «راستی» دانسته و، افزون بر آن، معنای دیگری برای این واژه در نظر گرفته که همان «اصل» است. مارکوارت در سال 1919 پیشنهاد کرد که نام این رود از ایرانی باستان *RxsÏa-rta- گرفته شده است. بندهش («آفرینش آغازین» که نام دیگر آن در متن زند آگاهی آمده، در واقع ترجمه تفسیر فارسی میانه از اوستا) کهن‌ترین منبع ایرانی است که در آن به این رود نام اشاره شده است. اما چگونه می‌توان بخش آغازی رود نام یعنی جزء ya- را در واژه یونانی و لاتینی Yaksart(eÎs) بیان کرد؟ به نظر من، خاستگاه واج آغازی بیشتر در i- یا y- یونانی و لاتینی و نیز زبان‌های ایرانی باستان نامشخص است. در صورت پذیرش این فرضیه، شباهت معنائی شایان توجه نام‌های باستانی دو رود بزرگ آسیای میانه آشکار می‌گردد: آمودریا، صورت کهن آن *VaxsÏu- ، اکسوس نویسندگان متقدم، فارسی‌ـ تاجیکی معاصر VaxsÏ (نام یکی از شاخه‌های فرعی پنج رود، مسیر علیای آمودریا) برگرفته از فعل *vaxsÏ-«پاشیدن، تر کردن»، از ریشه *vak- ، اوستایی uxsÏiieti ، هندی باستان uksÊa¨ti«آب _______________________________ 32 ) قس Gnoli, op."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.