Skip to main content
فهرست مقالات

ستایش قرارداد، یا اداره قرارداد

نویسنده:

(26 صفحه - از 111 تا 136)

کلیدواژه ها : قرارداد اجتماعی ،ستایش قرارداد ،اداره قراردادها ،آزادی اراده ،نظم عمومی و اخلاق حسنه

کلید واژه های ماشینی : قرارداد ،عقد ،اخلاق ،ستایش ،حقوق ،اراده ،اجتماعی ،تراضی ،انسان ،قانون ،ستایش قرارداد ،احترام ،اداره قرارداد ،عدالت ،فرانسه ،اعتقاد ،تعهد ،معامله ،قواعد ،نظم عمومی و اخلاق حسنه ،قاعده اخلاقی ،قرارداد در حکم قانون ،نظم عمومی ،شرط ،قرارداد زاده اراده ،دولت ،ماده ،قواعد عمومی قراردادها ،حقوق عمومی ،قانون مدنی فرانسه

:فردگرایان چنین نظر داشتند که انسان پای‌بند به قراردادهای خویش است:در حقوق عمومی، قرارداد اجتماعی پایه و مبانی اقتدار عمومی است، و در حقوق خصوصی، قرارداد در حکم قانون دو طرف عقد است.این اعتقاد بدین گونه توجیه می‌شود که قرارداد زاده اراده است و اراده تنها نیرویی است که می‌تواند برای انسان حق و تکلیف به وجود آورد و به منزله قانونی است که دو طرف برای تنظیم روابط خود وضع کرده‌اند. این قیاس نشان احساس عمیق احترامی است که حقوقدانان فردگرا برای قرارداد قائل بودند.از سوی دیگر، قاعده اخلاقی نیز انسان آگاه را پای‌بند به عهد و پیمان خویش می‌بیند و نقض عهد را مذموم می‌شمارد و همین دستور منتهی به اعتبار قرارداد برای کسانی می‌شود که برای انعقاد آن تراضی کرده‌اند.ولی، نه ستایش فردگرایان توانست مانع از نگرانی اندیشمندان نسبت به شروط گزاف و خدمعه‌آمیز قرار داد شود، نه دستور اخلاقی اطاعت از قرارداد.به عنوان مثال، چگونه می‌توان شروطی که مانع آگاهی بیمه‌گذار از مسؤولیت بیمه‌گر می‌شود، نافذ شناخت؟این است که امروز بیشتر اندیشمندان تمایل دارند که، به جای ستایش قرارداد، سخن از اراده قرارداد بگویند.در این مقاله، ما در جستجوی راه‌حلی میانه هستیم؛راه حلی که هم از خودخواهی‌ها بکاهد و هم به شخصیت و استقلال انسان صدمه نزند.

خلاصه ماشینی:

"با قرارداد چگونه برخورد کنیم؟آن را ستایش کنیم یا اداره؟ستایش کردن سزاوار نهادی است که در اختیار و دسترس و آفریده ما نیست و توانایی تغییر و تصرف در آن را نداریم و تنها از دور به تقدیس آن می‌پردازیم و از آن اطاعت می‌کنیم، پس، پرش اصلی در این است که باید از قرارداد در هر حال اطلاعت کنیم، یا آن را به عنوان ابزاری مفید در استخدام بگیریم و وسیله رفع ضرورت‌های خود قرار بدهیم؟در واقع، موضوع سخن در این زمینه است که در مسیر حرکت و ارتقاء، موضع ما در مقابل قرارداد چیست؟ستایش است یا اداره و انتفاع؟ پاسخ این پرسش دو چهره اجتماعی و حقوقی دارد. اکنون بر مبنای این برداشت فکری، باید پرسش اصلی را مطرح ساخت که انسان آزاد را چه عاملی می‌تواند محدود سازد؟آیا کسی حق دارد بر دیگری اراده خود را تحمیل کند؟آیا ولایت بر دیگری خلاف اصل است یا آزادی و استقلال؟و پایخ همگان چنین خلاصه می‌شود که، ولایت بر دیگری خلاف اصل است؛چنانک در فقه هم اصل عدم ولایت است:هیچ کس بر دیگری ولایت ندارد مگر اینکه ثابت شود به جهتی این ولایت ضروری است. 2. حدود حاکمیت اراده؛مفهوم نظم عمومی طرفداران حقوق فردی اعتقاد دارند که مفاد قرارداد(تراضی)عین عدالت است؛ بنابارین، محدودیتی که برای حاکمیت اراده در نظم عمومی و اخلاق حسنه وجود دارد، باید هر چه بیشتر کاهش یابد و به عنوان بدضروری پذیرفته شود، نه شرطی که لازمه زندگی اجتماعی است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.