Skip to main content
فهرست مقالات

رابطه حکمت مدنی و عدالت در فلسفه سیاسی اسلام

نویسنده: ؛

پاييز 1384 - شماره 69 (20 صفحه - از 95 تا 114)

کلیدواژه ها : عقل ،اختیار ،آزادی ،عدالت ،باید ،است ،اراده ،ارزش ،ضرورت ،فطرت ،حکمت ،حکمت نظری ،حکمت مدنی(عملی) ،اخلاق ،مستقلات عقلیه

کلید واژه های ماشینی : حکمت مدنی ،حکمت عملی ،مدنی ،ارادی ،کنش ارادی انسان ،کنش ارادی ،هستی‌های ،حائری ،حکمت نظری ،عقل عملی ،حائری یزدی ،فلسفه مدنی ،فطری ،عقل نظری ،اراده انسان ،ارادی انسان ،فلسفه اخلاق ،عقل فطری ،عینی ،قضایای اخلاقی ،گزاره‌های اخلاقی ،فطرت انسان ،واقعیت‌های عینی ،فلسفه اخلاق و فلسفه ،مفاهیم و گزاره‌های اخلاقی ،واقعیات ارادی ،مورد بحث حکمت عملی ،فطری انسان ،مفهوم عدل ،حوزه کنش

موضوع حکم مدنی، «کنش ارادی انسان»است که با خرد و آزادی او بستگی تام دارد و هدفش ایجاد دگرگونی بنیادین در آدمی برای نیل به سعادت راستین می‌باشد و لذا ریشه در فطرت انسان دارد.با توجه به این امر مفاهیم و گزاره‌های اخلاقی رابطه استی و بایستی در این حوزه مطرح و دارای اهمیتند.در چنین نگرشی«بایستی»بهمفهوم«ضرورت»و«حتمیت» است و این ضرورت از نوع«بالقیاس»می‌باشد.بدین معنا که به حکم ضرورت بالقیاس گوییم برای رسیدن به نتیجه«ب»کنش ارادی«الف» ضروری است؛یعنی باید صورت گیرد.بنابراین در چارچوب حکمت عملی گزاره‌های عدالت، چون«عدل نیک است»یا«ستم بد است»و...به دلیل نفس الامری بودن مفاهیمش در شکل باید به معنای ضرورت مطرح می‌شوند.پس به لحاظ هستی شناسی شکافی میان است و باید نیست و هر دو واقعیت دارند.است‌ها در حوزه کنش طبیعی و بایدها در حوزه کنش ارادی مطرح می‌شوند.از همین روی کنش‌ها دارای خصلت ذاتی نیکی یا بدی هستند و انسان به حکم عقل این را درمی‌یابد.

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.