Skip to main content
فهرست مقالات

فرهنگ شیعی و کاریزما در انقلاب اسلامی ایران (1357-1356)

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (12 صفحه - از 113 تا 124)

کلیدواژه ها : امام خمینی ،انقلاب اسلامی ،کاریزما ،فرهنگ شیعی

کلید واژه های ماشینی : کاریزمایی ،رهبری کاریزمایی ،انقلاب ،امام ،اسطوره‌ای ،جنبش اجتماعی کاریزمایی بسیج ،فرهنگ ،انقلاب اسلامی ایران ،بسیج ،امام‌خمینی ،رهبری انقلاب ،سیاسی ،مردم ،جانشین‌سازی ،فرهنگ شیعی ،شخصیت ،اسطوره‌های کاریزمایی در فرهنگ شیعه ،امام حسین ( ع ) ،اجتماعی ،فرهنگ شیعی و کاریزما ،اسطوره‌های کاریزمایی فرهنگ شیعه ،شکل‌گیری ،هسته ،توده‌های مردم ،جنبش کاریزمایی ،فرهنگ شیعه ،شاه ،صفات ،فرایند ،ظهور رهبری کاریزمایی

انقلاب اسلامی ایران در سالهای 1357-1356، معماهای مختلفی را پیش روی محققان علوم اجتماعی و علم سیاست قرار داد که از جمله این معماها، موضوع رهبری انقلاب بود.سؤال اصلی در این مورد عبارت است از اینکه امام خمینی، چرا و چگونه توانست مردم را در یک جنبش اجتماعی کاریزمایی بسیج کند؟برای پاسخ به این سؤال، مناسبترین رهیافتی که می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد، رهیافت«رهبری کاریزمایی»ماکس وبر و روایتهای بازسازی شده آن توسط محققان بعدی است. مطابق این رهیافت، قدرت بسیج کنندگی امام خمینی-و هر رهبر انقلابی مانند وی-ناشی از نفوذ او به قلبها و اذهان مردم است.برای تبیین نحوه شکل‌گیری نفوذ یاد شده، تئوریهای مختلفی درباره اندیشه محوری وبر شکل گرفته که شامل تئوری همانند سازی است اسطوره‌ای، تئوری سرایت اجتماعی، تئوری قهرمان‌سازی و مانند اینهاست.احتمالا بهترین تئوری برای تحقیق ما، تئوری همانند سازی اسطوره‌ای است.مطابق این تئوری، نفوذ رهبر بر توده‌های مردم، نتیجه همانند سازی او با برخی از اسطوره‌های فرهنگی و تجسم ارزشهای آنها در شخصیت، رفتار و پیام خود است.در نتیجه این همانند سازی، مردم، ارزشها و عواطفی را که نسبت به آن اسطوره‌ها دارند به رهبر معاصر نیز انتقال می‌دهند و به وجود یک سلسله خصلتهی خارق‌العاده در او ایمان پیدا می‌کنند.در مورد انقلاب اسلامی ایران، اسطوره اساسی و فرهنگ شیعی، امام است، و در میان ائمه، حضرت علی(ع)، امام حسین(ع)و امام مهدی(ع)، از امامانی هستند که بیشترین حضور را در فرهنگ و ادبیات مذهبی توده‌های مردم دارند.در جریان بسیج انقلابی سالهای 56 و 57، موارد متعددی از فرایند همانند سازی شخصیتها و رخدادهای معاصر با این اسطوره‌های فرهنگی در سخنان و پیامهای امام خمینی و دیگر سخنرانان انقلابی دیده می‌شود.حاصل این فرایند همانند سازی آن بود که مردم، یک سلسله خصلتهی ائمه را به امام خمینی انتقال دادند و در نتیجه این انتقال و جانشین‌سازی، به او به عنوان رهبر کاریزمایی ایمان آوردند.

خلاصه ماشینی:

"امام با کانالهای ارتباطی غیر رسمی و بدون تکیه بر سازمان-که معمولا جزء لاینفک اغلب حرکتهای بسیجی و انقلابی است-مردم را به تظاهرات، اعتصاب، تحریم اعیاد، شرکت در مجالس ترحیم و مانند اینها فرا می‌خواند و ضمن اتحاد موضوع سرسختانه، بسیج سیاسی ایجاد شده را هدفگذاری، و به عنوان رهبر و سخنگوی انقلاب، خواسته‌های جنبش را برای طرفهای درگیر اعلام می‌کرد. سرکوب، با تأثیرات متضادی که بر جا می‌گذاشت، موجب تقویت جنبش می‌شد؛زیرا اولا حادثه‌ای غیر عادی و مهم بود و موجب انتشار اخبار جنبش و ایدئولوژی رهبری آن می‌شد؛زیرا اولا حادثه‌ای غیر عادی و مهم بود و موجب انتشار اخبار جنبش و ایدئولوژی رهبری آن می‌شد؛ثانیا چون پاسخی خشونت آمیز به انتقاد، اعتراض و تظلم صلح آمیز طرف مقابل به شمار می‌آمد از نظر مردم، نشانه حقانیت موضع و ایدئولوژی امام تلقی می‌گردید؛ثالثا بر جا گذاشتن شهید و مجروح، باعث برانگیخته شدن نارضایتی و خشم مردم علیه رژیم شاه می‌گردید؛ رابعا حالت تخاصم متراکم ناشی از مجموعه سرکوبها، ضمن تقویت همبستگی گروهی در جنبش کاریزمایی، گرایش به رهبری کاریزمایی و همبستگی با او را تقویت همبستگی گروهی در جنبش بحران و توسعه فضای امنیتی التهاب آمیز، به دلیل آنکه هم صحنه عمل را هر چه بیشتر با موقعیت اسطوره‌ای فرهنگی شبیه می‌ساخت و هم با ایجاد التهاب روحی، انرژی را روانی لازم-و به تعبیر وبر، شور ناشی از شرایط اضطراری‌[3]-را که باعث تغییر شدید در انگاره‌ها و جهت کنشها و مآلا ایمان به کاریزما می‌شود[3]، ایجاد می‌کرد، بستر جانشین‌سازی نهایی را فراهم آورد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.