Skip to main content
فهرست مقالات

هم پایداری و ثبات سیستمها

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (20 صفحه - از 107 تا 126)

کلیدواژه ها :

هم پایداری ،تعادل در نظام اجتماعی ،نظام تک ثباتی ،نظام دو ثباتی

کلید واژه های ماشینی : ثبات، سیستم، تعادل، اجتماعی، نظام، محیط، سازمان، سیاسی، بحران، ساختار

اگر«تعادل»در سیستمهای اجتماعی را توزیع بهینه منابع سیستم میان«بازیگران و اعضای نظام» بدانیم، به گونه ای که اکثر آنها ضمن پذیرش جایگاه خویش برای تداوم کارکرد و بازده بهتر سیستم فعالیت کنند، در چنین نظامی«ثبات»طبیعتا عبارت است از عدم وقوع مستمر و مکرر حوادث، رفتارها و تحریکاتی که می توانند کارکرد یاد شده را مورد تردید قرار دهند.با پیدایش روز افزون«سیستمهای بی ثبات کننده»در قرن بیست و یکم، ثبات نظامهای اجتماعی همواره در خطر نابودی است، به طوری که آنها گاهی اوقات برای گریز از«شوک و تزلزل»نیازمند بازسازی و تغییر هستند.در اینجا چند سؤال مطرح می شود:-آیا همه سیستمهای انسانی، ثبات خود را در تغییر می یابند؟ -آیا تغییر و اصلاحات، تمام قسمتهای یک سیستم اجتماعی را متزلزل می سازد؟ -آیا می توان چنان که ژ.شوالیه گفته، این سیستمها را به«تک ثباتی»و«دو ثباتی»و یا به قول آشبای به چند ثباتی، تقسیم کرد؟به نظر ژ.شوالیه نظامهای تک ثباتی که تنها بر«ثبات ساختاری»تأکید دارند، زمینه های پذیرش اصلاحات را دارا هستند، چرا که ثبات خود را در«بر هم زدن موقت»سکون عناصر درونی می یابند، در حالی که نظامهای دو ثباتی از قابلیت تغییر پذیری کمتری برخوردار هستند و در مقابل تغییر مقاومت می کنند؛اما این امکان نیز وجود دارد که«رهبریت»سیستم برخی از زیر سیستمهای خود را در معرض تغییر قرار دهد و در برخی دیگر به«حفظ وضعیت موجود» بپردازد.دنبال کردن تحقیق درباره این گونه مقولات نویسنده را به فرضیه ای رسانده است که عنوان آن«ثبات در بحران»است.بر این اساس، محاصره یک سیستم اجتماعی توسط «سازمان های بی ثبات کننده»و قطع نسبی ارتباطات آن با محیط، موجب«داغ شدن»آن و پیدایش فضای بحرانی در درون آن می گردد.در چنین فضایی فقط عناصری که از بحران ارتزاق می کنند، می توانند با حفظ این وضعیت و «ارتزاق از عدم کارکرد نظام»ثبات خود را حفظ کنند.البته در صورتی که منابع سیستم، حداقل به صورت محدود استمرار یابد.

خلاصه ماشینی:

"شوالیه نظامهای تک ثباتی که تنها بر«ثبات ساختاری»تأکید دارند، زمینه های پذیرش اصلاحات را دارا هستند، چرا که ثبات خود را در«بر هم زدن موقت»سکون عناصر درونی می یابند، در حالی که نظامهای دو ثباتی از قابلیت تغییر پذیری کمتری برخوردار هستند و در مقابل تغییر مقاومت می کنند؛اما این امکان نیز وجود دارد که«رهبریت»سیستم برخی از زیر سیستمهای خود را در معرض تغییر قرار دهد و در برخی دیگر به«حفظ وضعیت موجود» بپردازد. با تلفیق ابعاد و شاخصهای فوق می توان گفت که یک سازمان و یا نظام در صورتی دچار بی ثباتی همه جانبه شده که از یک سو تعادل میان خرده نظامهای آن به طور مستمر بر هم بخورد و هنجارها و اهداف غایی آن مورد تغییر جدی قرار گیرد و از سوی دیگر، اعتراضات و مخالفتهای عناصر تشکیل دهنده سیستم از وضعیت تحرکات محدود خارج شده، به حرکتهای ریشه ای و بادوام تبدیل شود؛به طوری که جریان تولید خدمات و یا ارائه کالا قطع (1). از این مرحله به بعد، موفقیت و عدم موفقیت اصلاحات بستگی به مقاومت و رویکرد نوین دارد:اگر اصلاحات صرفا اقتصادی باشد و تلاش ویژه ای برای تغییر ساختار قدرت نشان ندهد، تنها با موانعی در محیط و پایه نظام روبه رو می شود، اما اگر تغییر ساختار قدرت را مد نظر قرار دهد، مرکزیت راهبردی سیستم در مقابل آن مقاومت می کند و بنابراین امکان متوقف شدن جریان اصلاحات به وجود می آید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.