Skip to main content
فهرست مقالات

شخصیت شناسی ابوالخطاب

نویسنده:

ISC (20 صفحه - از 93 تا 112)

کلید واژه های ماشینی : ابوالخطاب، غلو، امام صادق ( ع )، خدا، روایت، شخصیت، خطابیه، مسجد، اشعری، ابوالخطاب و یارانش، اصحاب امام صادق، خطابیه پیروان ابوالخطاب اشاره، سعد اشعری، صیرفی و خطابیه پیروان ابوالخطاب، حدیث، سعد بن عبدالله اشعری، محمد بن حسن، محمد بن مقلاص اسدی مک‌نی، کشی، زمان امام صادق، شخصیت شناسی ابوالخطاب، خداوند، عیسی بن موسی، قم، ابوالخطاب بن ابی، ابوالخطاب محمد بن ابی، ابوالخطاب محمد بن زینب اسدی، بیروت، ابوالخطاب شخصیتی منفور، ابوالخطاب و یارانش روانه

محمد بن مقلاص اسدی مکنی به ابوالخطاب یکی از غلات معروف در زمان امام صادق(ع) بوده است. او امام را تا مقام خدایی بالابرد و درباره ایشان غلو کرد.غلو در لغت به معنای تجاوز از حقوق و حقیقت است و مترادف آن را می توان افراط دانست ولی اصطلاحا به معنی اعطای مقام الوهیت و خدایی به ائمه اطهار (ع) و شراکت آنان در معبودیت است . در قرآن نیز صراحتا در سوره نساء آمده است:در دینتان غلو و افراط نکنید. اسامی گوناگونی را برای ابوالخطاب یادکرده اند که از جمله می توان به محمدبن زینب اسدی اجدع،ابوالخطاب بن ابی ذئب و جز اینها اشاره نمود. گزارش هایی در دست است که به تصریح آنها ابوالخطاب بر دستگاه خلافت منصور دوانیقی خروج کرده است. سعد اشعری می‌گوید:ابوالخطاب و یارانش که 70 نفر بودند در مسجد کوفه گردآمده و تظاهر به زهد می‌کرده‌اند و هرکدام در کنار ستونی از مسجد مردم را پنهانی به مسلک خود می‌خوانده‌اند هنگامی که عیسی بن موسی ـ والی منصور در کوفه ـ رسید گروهی را برای از بین بردن ابوالخطاب و یارانش روانه مسجد کرد که در نهایت پس از یک نبرد خونین همه یاران ابوالخطاب به قتل رسیدند و خود او نیز پس از مدتی توسط دستگاه خلافت به قتل رسید. روایت کشی نشان می دهد مرگ ابوالخطاب در سال 138 ق اتفاق افتاده است. از جمله فرق تشکیل یافته پس از ابوالخطاب می توان به معمریه پیروان معمر، بزیعیهپیروان بزیع، عمیریهعجلیه پیروان عمیر بن بیان عجلی ، مفضلیه پیروان مفضل صیرفی و خطابیه پیروان ابوالخطاب اشاره نمود. امام صادق(ع) از تمام این فرق بیزاری جست و چه در خفا و چه آشکارا ابوالخطاب و یارانش و هرکه را با او هم عقیده بود لعن و تکفیر نمود. از عقاید بارز ابوالخطاب می توان به اعتقاد حلول روح الهی در آدمی و تناسخ و اباحی گری اشاره کرد. با توجه به این که ابوالخطاب شخصیتی منفور و طرد شده به شمار می رود و عقاید باطلی را رواج داده است، نمی توان به مرویات و منقولات او وقعی نهاد و برآنها اعتماد کرد.

خلاصه ماشینی: "40 هـ) کشی (ره) از علی بن مهزیار از امام جواد (ع) روایت کرده است که هنگامی که نام ابوالخطاب در محضر ایشان ذکر شد حضرت فرمودند: «خدا لعنت کند ابوالخطاب را و لعنت کند یارانش را و لعنت کند کسی را که در لعن او شک کند و در مورد او توقف کند و نسبت به او شک داشته باشد(زیرا شکی در این نیست که او ملعون است)». 51 ن) از برخی اصحاب امام صادق (ع) روایت شده است که زمانی حضرت در حال غضب نزد ما آمدند و فرمودند: «برای کار منزل بیرون رفتم، یکی از سودانیان مدینه متعرض من شد و گفت: لبیک یا جعفر بن محمد لبیک، من با شتاب به سوی منزل بازگشتم، درحالی‌که خائف و ترسان بودم از آنچه آن مرد گفته بود، تا این‌که در سجدگاه __________________________________ 49 - همان، صص 303-302. علامه مجلسی در بحارالانوار گوید: «آن مرد سودانی از اصحاب ابوالخطاب بود و اعتقاد به ربوبیت امام صادق (ع) داشت بنابراین حضرت را آن‌گونه که پروردگار را در حین احرام حج و عمره می‌خوانند (لبیک اللهم لبیک) خواند و حضرت از این جهت مضطرب شده است و سجده نموده است، تا آنکه در نزد خدای تعالی نفس خود را از آن نسبت مبرا سازد و به همین علت ابوالخطاب را لعن فرموده است زیرا او این مذهب فاسد را بوجود آورده بود». 56 گفته شده است که ابوالخطاب مدعی بود که می‌بایست نماز مغرب را زمان ذهاب و رفتن حمره‌ی مغربیه خواند و باید هنگام اشتباک نجوم آن را به‌جا آورد، در صورتی‌که برخی روایات به نقل از امام صادق(ع) __________________________________ 52 - محمد باقر مجلسی ؛‌ بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار ،‌ ج25، ص321."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.