Skip to main content
فهرست مقالات

فرهنگ در آئینه زبان

نویسنده:

(15 صفحه - از 15 تا 29)

کلید واژه های ماشینی : زبان ،فرهنگ ،واژگان ،قوم ،جغرافیایی ،نمادهای ،جمله ،خروس ،فرهنگ در آئینه زبان ،اصطلاحات ،عربی ،اسم ،ترکیبات ،جامعه ،مردم ،زندگی ،اجتماعی ،صفت ،گروه زبان انگلیسی ،زبان انگلیسی ،فرهنگ در آئینهء زبان ،موقعیت ،وضع ،عبارت ،گروه زبانی ،معروف ،اسامی خاص ،زبان انگلیسی پیدا ،کار ،زبان فرهنگی

خلاصه ماشینی:

"این گروه زبانی‌ قهرا باید در یک حوزه یا گسترهء جغرافیایی واحد زندگی کنند،زیرا باتوجه به‌ اصلی‌ترین وظیفهء زبان به عنوان ابزار ارتباط میان افراد،طبیعی است که هر زبان در نخستین دوران پیدایش و رشد خود وسیلهء ارتباط کسانی بوده که در نقطهء جغرافیایی‌ خاصی بر کره زمین،زندگی می‌کرده‌اند. در این تعریف باید روی عبارت«محدودهء جغرافیایی‌ خاص»تاکید کرد،زیرا برای آن‌که فرهنگی به وجود آید(همچنان‌که در مورد زبان‌ گفته شد)باید مردمی در گسترهء جغرافیایی خاصی مکان داشته باشند،یا اگر مانند عشایر زندگی غیرثابتی را(به صورت ییلاق و قشلاق)دنبال می‌کنند،کل جماعت‌ باید همه جا باهم باشند-که معمو لا چنین است-و در واقع،فرهنگی را با خود به‌ ییلاق و قشلاق ببرند. در این مرحله فرهنگ وام‌گیرنده یا عین اصطلاحات بیگانه را در زبان خود رواج‌ داده یا احتمالا معادلهایی برای آنها وضع کرده است. به نظر می‌رسد این قبیل عناصر زبانی پس از آن‌که برای نخستین بار باتوجه به‌ موقعیتی خاص به کار رفته،به دلیل ارزش و کلیتی که می‌توانسته داشته باشد،به‌ صورت بخشی از زبان درآمده و(مانند ساختار و واژگان زبان که به راحتی نمی‌توان‌ آن را تغییر داد)به‌طور ثابت در بافت زبان نشسته است. احتمالا بگومگویی میان دو همسایهء دیواربه‌دیوار در گرفته و در این میان رهگذری خردمند برای فیصله دادن به ماجرا به همسایهء «خروس از دست داده»بر سبیل موعظه گفته«پای خروست را ببند و همسایه را متهم‌ مکن»!چون این جمله به تجربه‌ای همه جاگیر و عمومی اشاره داشته،جامعه‌ فارسی زبان آن را به صورت جزیی از زبان(و نه جمله‌ای مانند هزاران جملهء دیگر) پذیرفته و از آن پس در مواردی به کار گرفته که دیگر خروسی هم در کار نبوده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.