Skip to main content
فهرست مقالات

زبان گویندگان آذربایجان

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : ناصر خسرو، آذربایجان، فارسی، زبان، زبان گویندگان آذربایجان، قطران، سفرنامۀ ناصر خسرو، خراسان شاعری ناصر خسرو نام، شعر، تبریز

خلاصه ماشینی:

"اگر قطران فارسی نمی‌دانست،پس آن قصاید غرا را چه کسی سروده است که حتی برخی از ابیات آن را به سبب شباهتی که بین نام ممدوح رودکی-نصر-و کنیۀ ممدوح قطران-ابو نصر-وجود داشت،با اشعار پدر شعر فارسی-یعنی رودکی-در آمیخته‌اند3؟ در مقدمه لغت فرس ابو منصور علی بن احمد اسدی طوسی(م:465 ه‍)که خود خراسانی است و به علت مصادف بودن دورۀ بلوغ زندگانی وی با انقلابات خراسان و غلبۀ سلجوقیان بر آن دیار و برافتادن حکومت غزنویان از آن سامان رهسپار آذربایجان شده و در آن سرزمین سکونت اختیار کرده بود-می‌خوانیم: «و غرض ما اندرین،لغات پارسی است که دیدم شاعران را که فاضل بودند ولیکن لغات پارسی کم می‌دانستند. »در اینجا یک نکتۀ ظریف باید روشن شود و آن نکته این است که آیا«پارسی»که اسدی گفته است و «فارسی»که ناصر خسرو می‌گوید،در قرن پنجم هجری چه محدودۀ معنایی داشته است،دارای چه مصداقی بوده و چگونه تعریف می‌شده است؟ اگر کلمۀ«پارسی»در لغت فرس اسدی و کلمۀ«فارسی»در سفرنامۀ ناصر خسرو را با کلمۀ فارسی بر جای مانده در دیگر اسناد بسنجیم،متوجه خواهیم شد که«فارسی» گاهی اصطلاحی عام برای زبان ایرانی است،چنانکه«فرس»هم اصطلاحی عام برای همۀ ایران بوده است. و خلاصه کنم:این‌که اسدی و ناصر خسرو می‌گویند:شاعران آذربایجان لغات فارسی را نمی‌دانند و یا فارسی نیکو نمی‌دانند،منظورشان این است که فارسی دری- یعنی آن فارسی را که در آن زمان در شرق ایران و ماوراوالنهر رایج بوده-نمی‌دانند،و الا بسیاری از لغات و ترکیبات و اصطلاحات و امثال رایج در زبان فارسی به معنی عام آن در همه جای ایران تقریبا یکسان است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.