Skip to main content
فهرست مقالات

بیر، ابیر، اسیر و ابیر

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : بیر ،اسیر و ابیر ،فارسی ،فرهنگ ،ترکیب ،فرهنگهای فارسی از مهملات ،اتباع ،مدخل ،فرهنگ فارسی ،عربی ،لغت‌نامهء دهخدا و لغت‌نامهء فارسی ،اسیر و ابیر شدن ،لغت‌نامهء دهخدا ،فرهنگ فارسی عامیانه ،گیلکی ،لغت‌نامهء فارسی و فرهنگ فارسی ،فرهنگ فارسی عامیانه مدخل ،عبیر ،لغت‌نامهء فارسی ،معنی ،واژه ابیر در ترکیب ،مرعشی ،لغت‌نامهء دهخدا مدخل ،فارسی معین ذیل مدخل ،فرهنگ فارسی معین ،لغت‌نامهء دهخدا ترکیب ،فرهنگ فارسی معین ذیل ،اویر ،مؤلفان لغت‌نامهء فارسی ،واژه‌نامهء گویش گیلکی

واژه ابیر در ترکیب "اسیر و ابیر" در اغلب فرهنگهای فارسی از مهملات و اتباع و بعضا هم یک واژه عربی دانسته شده است. این مقاله بر آن است تا اثبات کند که این واژه فارسی است و ریشه در زبانهای ایرانی دارد و از مهملات و اتباع نیست بلکه دارای استقلال معنایی است و به معنای" گم شده، از دست رفته، از یاد رفته" و مناسب تر از همه برده شده است.

خلاصه ماشینی:

"این مقاله بر آن است تا اثبات کند که این‌ واژهء فارسی است و ریشه در زبانهای ایرانی دارد و از مهملات و اتباع نیست بلکه‌ دارای استقلال معنایی است و به معنای«گم شده،از دست رفته،از یاد رفته»و مناسب‌تر از همه برده شده است. اما مؤلفان لغتنامهء فارسی ظاهرا مقولهء اتباع را جزء هویت ترکیب تلقی نمی‌کنند و در این موارد به بیان«اسم/صفت مرکب» بودن آن‌ها اکتفا کرده‌اند مثلا نگاه کنید به مدخل‌های«آت و آشخال/آشغال، آس و پاس،آل و آشخال/آشغال،اخم و تخم». بنابراین‌ می‌توان با اطمینان کامل احتمال عربی بودن جزء دوم ترکیب«اسیر و ابیر/ عبیر»را که در فرهنگ فارسی عامیانه آمده است،منتفی دانست. شکل پهلوی«بیر»،«ویر»است نک به:(فرهنگ فارسی معین،حاشیهء برهان‌ قاطع،واژه‌نامهء گزیده‌های زاد اسپرم،واژه‌نامهء مینوی خرد) «ابیر»در ترکیب«اسیر و ابیر»،در زبان‌های خوارزمی،بودایی،مانوی و سغدی معنایی نزدیک‌تر و دقیق‌تر از آنچه در گویش گیلکی و فرهنگ‌های‌ یاد شده دیده‌ایم دارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.