Skip to main content
فهرست مقالات

اندیشه اجتماعی، دانش جامعه شناختی

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (38 صفحه - از 1 تا 38)

کلید واژه های ماشینی : اجتماعی، جامعه، جامعه‌شناسی، دانش جامعه‌شناختی، جامعه‌شناختی، اندیشۀ اجتماعی، دانش، اندیشۀ اجتماعی و دانش جامعه‌شناختی، مدرنیته، مدرن

در دیداری مجدد با جامعه شناسی به منظور مقایسه مبانی و دستاوردهای معرفتی آن با اندیشه های اجتماعی، حداقل چهار دسته اختلاف، قابل شناسایی است. در بررسی اجمالی این وجوه تفاوت، بدون هرگونه اطاق نگری منجر به حذف برخی از وجوه به نفع وجوه دیگر و یا نادیده گرفتن امکان تاثیرگذاری توامان، چنین به نظر می رسد که در این میان بیشترین و بارزترین سهم به تفاوت های (انگاره)ای تعلق دارد. این مسئله با مروری بر اصلی ترین مفروضات انگاره ای جاری در هر یک از این دو سنخ معرفتی، بیشتر احراز می گردد. این مطالعه به جز تلاش برای سامان دهی به بحث های پراکنده ای که در تبیین نسبت میان (اندیشه اجتماعی) و (دانش جامعه شناختی) صورت گرفته است، پرسش دیگری را نیز تعقیب کرده است و آن، این که در دوره ای که امکان کشف و شناسایی انگاره های معرفتی و نمایان سازی وجوه ممیزه آنها میسر شده است و متفکرین در این باره به نوعی خودآگاهی معرفتی رسیده اند، آیا نمی توان با گذر از برخی اسطوره های چارچوب، معرفت علمی - عقلانی آینده را خلاقانه و گزینش گرانه تر از پیش رقم زد؟ به نظر می رسد که در پیش گرفتن این روند، مستلزم وجود نوعی خودباوری است که در مولد و خاستگاه جامعه شناسی یعنی غرب، پیش از جاهای دیگر وجود دارد، در عین حال بضاعات و ظرفیت های معرفتی مسلمانان برای چنین ابداع و سنتزی بیش از آنان است. ما به این تلقی و ایده به نحوی بسیار موجز و خام، در نتیجه گیری پایانی بحث اشاره کرده ایم تا شاید بهانه و مدخلی باشد برای ورود به مطالعات جدی تر (فراجامعه شناسی) در آینده.

خلاصه ماشینی:

"این مطالعه به جز تلاش برای سامان‌دهی به بحث‌های پراکنده‌ای که در تبیین نسبت میان«اندیشۀ اجتماعی»و«دانش جامعه‌شناختی»صورت گرفته است،پرسش دیگری را نیز تعقیب کرده است و آن،این که در دوره‌ای که امکان کشف و شناسایی انگاره‌های معرفتی و نمایان‌سازی وجوه ممیزۀ آن‌ها میسر شده است و متفکرین در این‌باره به نوعی خودآگاهی معرفتی رسیده‌اند،آیا نمی‌توان با گذر از برخی اسطوره‌های چارچوب،معرفت علمی-عقلانی آینده را خلاقانه و گزینش گرانه‌تر از پیش رقم زد؟به نظر می‌رسد که در پیش گرفتن این روند،مستلزم وجود نوعی خودباوری است که در مولد و خاستگاه جامعه‌شناسی یعنی غرب،بیش از جاهای دیگر وجود دارد؛در عین حال بضاعات و ظرفیت‌های معرفتی مسلمانان برای چنین ابداع و سنتزی،بیش از آنان است. به نظر می‌رسد با همۀ سهو و خطاهایی که در اندیشۀ جامعه‌شناختی کنت وجود دارد،سهم او در علم الاجتماع جدید چیزی بیش از یک نام‌گذاری ساده است و آن را می‌توان در تلاش او برای برافراشتن علم استقلال این علم،از مجرای تعیین موقعیت جامعه‌شناسی در سلسله‌مراتب علوم و در احراز موضوع، روش و مسائل خاص آن به دست آورد. 2در جایی که ریتزر،روند آیندۀ جامعه‌شناسی را تحت تأثیر اندیشۀ پست‌مدرن‌ها،پیش‌بینی‌ناپذیر ارزیابی می‌کند (ریتزر 82:1374)،چرا چنین احتمالی را برای استفاده از تمامی تجربیات و ظرفیت‌های معرفتی حال و گذشتۀ بشر نباشیم و در راستای بحث‌های پیش‌گفته،برخی از جداسازی‌های صوری و تضعیف‌کنندۀ معرفت بشری را مورد تجدیدنظر جدی قرار ندهیم؟او همچنین از تمایل جامعه‌شناسان معاصر به تلفیق رهیافت‌های درون جامعه‌شناسی3که تا پیش از این،دیوارهای بلند و غیرقابل عبوری میانشان فرض می‌شد، سخن گفته است(پیشین:738)؛بنابراین آیا نمی‌توان با تشکیک در حیطه‌بندی‌های معرفتی اسطوره‌سان،به احتمال همکاری مؤثر میان جامعه‌شناسی و اندیشۀ اجتماعی و بلکه میان (1)."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.