Skip to main content
فهرست مقالات

امام دهم، علی بن محمد الهادی

نویسنده:

(8 صفحه - از 22 تا 29)

کلید واژه های ماشینی : امام، امام علی النقی، امام هادی، امامت، مدینه، امامت امام هادی، امام جواد ( ع )، روایت، معتصم، امامت امام علی النقی

خلاصه ماشینی: "من دربارهء امامت امام هادی با آنان به گفتگو پرداختم‌ دیدم بیشتر آنان شک دارند،من به آن ده نفر که کاغذها همراهشان بود و همه در آن‌ مجلس حضور داشتند گفتم:کاغذها را بیرون آورید و چون بیرون آوردند به آنان گفتم: این است آنچه من بدان مأمور گشته‌ام(که به شما برسانم)برخی از ایشان گفتند:ما دوست‌ داشتیم که دیگری نیز بر آنچه تو گفتی گواهی می‌داد تا گفتهء تو را تأیید کند؟گفتم:خدا خواسته شما را به شما داده و این احمد بن محمد اشعری است که گواه است به این که‌ این پیغام را از امام(ع)شنیده است،از او بپرسید مردم از او پرسیدند ولی او از شهادت‌ دادن امتناع ورزید و حاضر نشد،پس او را به مباهله‌1دعوت کردم،احمد بن محمد از مباهله ترسید و گفت من آن را شنیدم ولی می‌خواستم این افتخار نصیب یک مرد عرب‌ شده باشد و اکنون که پای مباهله به میان آمد راهی بر پوشاندن و کتمان شهادت ندارم، (1)-مباهله یعنی نفرین کردن به یکدیگر و آن در جائی است که دو نفر بر سخنی با هم اختلاف کنند،پس هرکدام‌ به طرز مخصوص و کلمات معینی برای اثبات گفته خود بر دیگری نفرین کند. چگونه امام هادی از شهادت پدرش خبر داد؟ مسعودی در اثبات الوصیه می‌نویسد:حسین بن قارون از مردی که با امام‌ جواد(ع)همشیر بوده،روایت کرده که گفت:امام جواد در بغداد و امام علی النقی در مدینه بود،مردی از اهل کرخ و بغداد که او را ابو زکریا می‌گفتند،مواظب و مستخدم امام‌ علی النقی بود،در آن موقعی که آن حضرت مشغول نوشتن بود و برای ابو زکریا قرائت‌ می‌کرد ناگاه دیدیم که امام علی النقی به شدت گریه کرد،ابو زکریا از سبب گریه آن‌ بزرگوار سؤال کرد ولی آن حضرت جواب نفرمود،بلند شد درحال گریه وارد خانه شد صدای گریه و ناله از خانه آن حضرت بلند شد،بعد از آن که خارج شد،از علت گریه‌اش‌ سؤال کردیم فرمود:پدرم از دنیا رحلت کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.